مجموعه داستان خارجی

مرگ آقای بالتیس برگر

(Automat svecet)

عده‌ای پیرمرد روی نیمکتت در مقابل کارخانه سیمان نشسته بودند و سر همدیگر داد می‌کشیدند و یقه همدیگر را گرفته بودند و در گوش هم فریاد می‌زدند. گرد و غبار سیمان می‌بارید و تمام خانه‌ها و باغ‌ها با پودر سنگ سیمان پوشیده شده بودند. من قدم به منطقه خاک‌آلود گذاشتم. مردی کوچک با داس چمن‌های زیر یک درخت گلابی تنها را می‌زد.

ساغر اسرار
باغ نو
9789647425544
۱۳۹۳
۲۲۴ صفحه
۶۹۸ مشاهده
۰ نقل قول
بهومیل هرابال
صفحه نویسنده بهومیل هرابال
۱۶ رمان بهومیل هرابال، نویسنده چکی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به طنز، کار، تنهایی، تاریخ و زندگی مردم عادی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان ...
دیگر رمان‌های بهومیل هرابال
تنهایی پر هیاهو
تنهایی پر هیاهو 35 سال است که در کاغذ باطله هستم و این قصه عاشقانه من است. 35 سال است که دارم کتاب و کاغذ باطله خمیر می‌کنم و خود را چنان با کلمات عجین کرده‌ام که دیگر به هیئت دانشنامه‌هایی درآمده‌ام که طی این سال‌ها 3 تنی از آن‌ها را خمیر کرده‌ام...
تنهایی پر هیاهو
تنهایی پر هیاهو 35 سال است که دارم کاغذ باطله روی هم می‌کوبم و در این مدت آن‌قدر کتاب‌‌های زیبا به سردابه‌ام سرازیر شده که اگر 3 تا انباری می‌داشتم پر می‌شد. جنگ دوم جهانی که تمام شد 1 روز شخصی 1 سبد کتاب در داخل طبله هیدرولیک من ریخت، سبدی از زیباترین کتاب‌ها. وقتی که ضربان قلبم کمی آرام گرفت، یکی از ...
واهمه‌های با نام و نشان (نامه‌هایی به دوبنکا)
واهمه‌های با نام و نشان (نامه‌هایی به دوبنکا) واهمه‌های بی‌نام و نشان مجموعه نامه‌هایی است که بهومیل هرابال (1914ـ1997) در خلال سال‌های 1989 تا 1991 برای ایپریل گیفورد (که هرابال به زبان خودش او را دوینکا می‌نامید) نگاشته اما هرگز پست نکرده است. این نوشته‌های گاهشمار تمامی رویدادهای شاخص زندگی اوست که اغلب اوقات از پشت پنجره کافه‌هایی که پاتوقش بودند شاهدشان بوده است. هرابال، با همان روایت ...
قطارهای مراقبت ویژه
قطارهای مراقبت ویژه اوایل سال 1945 است و آلمان دارد در جنگ شکست می‌خورد. داستان در دهکده‌ای می‌گذرد که راوی در ایستگاه راه‌آهن آن مشغول کار است و شاهد عینی بسیاری از وقایع. روای جوانی است که از یک سو درگیر ماجراهای عشقی است و از سوی دیگر نمی‌تواند به جنگی که هنوز ادامه دارد بی‌اعتنا بماند.
شهری که در آن زمان ایستاد
شهری که در آن زمان ایستاد وقتی پدرم نقش آن پری دریایی را که برای همیشه روی سینه‌ام نقش بسته بود، دید، لحظه‌ای خشکش زد و بعد به مدت طولانی به آن خیره شد، هیچ‌کدام از چشمانش پلک نمی‌زدند انگار در ذهنش دنبال دلایلی می‌گشت که ممکن بود آن نشان دریایی و پاک‌نشدنی را توجیه کند...
مشاهده تمام رمان های بهومیل هرابال
مجموعه‌ها