35 سال است که در کاغذ باطله هستم و این قصه عاشقانه من است. 35 سال است که دارم کتاب و کاغذ باطله خمیر میکنم و خود را چنان با کلمات عجین کردهام که دیگر به هیئت دانشنامههایی درآمدهام که طی این سالها 3 تنی از آنها را خمیر کردهام...
۱۶ رمان
بهومیل هرابال، نویسنده چکی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به طنز، کار، تنهایی، تاریخ و زندگی مردم عادی نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او میتوان ...
من خدمتکار شاه انگلیس بودم
کارم را در هتل پراگ طلایی که شروع کردم، رئیس هتل گوش چپ مرا پیچاند و گفت: «اینجا فقط یه خدمتکاری پس یادت باشه که نه چیزی میبینی و نه میشنوی، چی گفتم؟ تکرار کن.» گفتم: «نه چیزی میبینم و نه چیزی میشنوم» اینبار گوش راستم را گرفت و بلندم کرد و گفت: «در عین حال باید چشم و گوشت ...
همه ترسهایم
خدایان این سرزمین را ترک کردهاند قهرمانان دوران باستان هرکول و پرومته رخت بربستهاند. همسرم هم بهتر دید این زندگی را ترک کند. درست مثل پرل دختر خاخامی از براتیسلاو که عاشق من بود و من هم عاشق او چون خیلی شبیه همسرم پپسی بود...
قطارهای مراقبت ویژه
اوایل سال 1945 است و آلمان دارد در جنگ شکست میخورد.
داستان در دهکدهای میگذرد که راوی در ایستگاه راهآهن آن
مشغول کار است و شاهد عینی بسیاری از وقایع.
روای جوانی است که از یک سو درگیر ماجراهای عشقی است
و از سوی دیگر نمیتواند به جنگی که هنوز ادامه دارد بیاعتنا بماند.