35 سال است که در کاغذ باطله هستم و این قصه عاشقانه من است. 35 سال است که دارم کتاب و کاغذ باطله خمیر میکنم و خود را چنان با کلمات عجین کردهام که دیگر به هیئت دانشنامههایی درآمدهام که طی این سالها 3 تنی از آنها را خمیر کردهام...
۱۶ رمان
بهومیل هرابال، نویسنده چکی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به طنز، کار، تنهایی، تاریخ و زندگی مردم عادی نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او میتوان ...
نی سحرآمیز و چند داستان دیگر
روح آثار هرابال و طنز و فانتزی نهفته در آن در تضاد کامل و مطلق با طرز فکری بود که در آن زمان در سرزمینمان سلطه داشت و میخولست هر نوع طرز فکر دیگری را خفه کند... دنیایی که بتوان در آن آثار هرابال را خواند به کلی سوای دنیایی است که در آن نشود صدای او را شنید...
واهمههای با نام و نشان (نامههایی به دوبنکا)
واهمههای بینام و نشان مجموعه نامههایی است که بهومیل هرابال (1914ـ1997) در خلال سالهای 1989 تا 1991 برای ایپریل گیفورد (که هرابال به زبان خودش او را دوینکا مینامید) نگاشته اما هرگز پست نکرده است. این نوشتههای گاهشمار تمامی رویدادهای شاخص زندگی اوست که اغلب اوقات از پشت پنجره کافههایی که پاتوقش بودند شاهدشان بوده است. هرابال، با همان روایت ...
من خدمتکار شاه انگلیس بودم
کارم را در هتل پراگ طلایی که شروع کردم، رئیس هتل گوش چپ مرا پیچاند و گفت: «اینجا فقط یه خدمتکاری پس یادت باشه که نه چیزی میبینی و نه میشنوی، چی گفتم؟ تکرار کن.» گفتم: «نه چیزی میبینم و نه چیزی میشنوم» اینبار گوش راستم را گرفت و بلندم کرد و گفت: «در عین حال باید چشم و گوشت ...