وقتی پدرم نقش آن پری دریایی را که برای همیشه روی سینهام نقش بسته بود، دید، لحظهای خشکش زد و بعد به مدت طولانی به آن خیره شد، هیچکدام از چشمانش پلک نمیزدند انگار در ذهنش دنبال دلایلی میگشت که ممکن بود آن نشان دریایی و پاکنشدنی را توجیه کند...
۱۶ رمان
بهومیل هرابال، نویسنده چکی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به طنز، کار، تنهایی، تاریخ و زندگی مردم عادی نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او میتوان ...
بربر نجیب
کتاب «بربر نجیب» اثری یادوارهای و نیمهزندگینامهای از نویسندهی شهیر چک، بهومیل هرابال است که دریچهای متفاوت به زیست هنری در اروپای شرقی میگشاید. این کتاب برخلاف آثار داستانی انتزاعی هرابال، ادای دینی صمیمی و در عین حال تکاندهنده به زندگی و مرگ صمیمیترین دوست او، «ولادیمیر بودینک» است. بودینک هنرمند گرافیک و بنیانگذار مکتب هنری «انفجارگرایی» بود که در ...
من خدمتکار شاه انگلیس بودم
کارم را در هتل پراگ طلایی که شروع کردم، رئیس هتل گوش چپ مرا پیچاند و گفت: «اینجا فقط یه خدمتکاری پس یادت باشه که نه چیزی میبینی و نه میشنوی، چی گفتم؟ تکرار کن.» گفتم: «نه چیزی میبینم و نه چیزی میشنوم» اینبار گوش راستم را گرفت و بلندم کرد و گفت: «در عین حال باید چشم و گوشت ...
قطارهای مراقبت ویژه
اوایل سال 1945 است و آلمان دارد در جنگ شکست میخورد.
داستان در دهکدهای میگذرد که راوی در ایستگاه راهآهن آن
مشغول کار است و شاهد عینی بسیاری از وقایع.
روای جوانی است که از یک سو درگیر ماجراهای عشقی است
و از سوی دیگر نمیتواند به جنگی که هنوز ادامه دارد بیاعتنا بماند.
مرگ آقای بالتیس برگر
عدهای پیرمرد روی نیمکتت در مقابل کارخانه سیمان نشسته بودند و سر همدیگر داد میکشیدند و یقه همدیگر را گرفته بودند و در گوش هم فریاد میزدند. گرد و غبار سیمان میبارید و تمام خانهها و باغها با پودر سنگ سیمان پوشیده شده بودند. من قدم به منطقه خاکآلود گذاشتم. مردی کوچک با داس چمنهای زیر یک درخت گلابی تنها ...
تنهایی پر هیاهو جیبی
35 سال است که در کاغذ باطله هستم و این قصه عاشقانه من است. 35 سال است که دارم کتاب و کاغذ باطله خمیر میکنم و خود را چنان با کلمات عجین کردهام که دیگر به هیئت دانشنامههایی درآمدهام که طی این سالها 3 تنی از آنها را خمیر کردهام...