شعر

هوای تازه

هوای تازه مجموعه شعری اثرگذار در یک دوران شکوفایی ادبی است و بی هیچ اغراقی غنی‌ترین آثار شاعر را نیز در بر دارد. هوای تازه هم کتاب شعر است و هم سطر سطر آن به گونه‌ای روشن تاریخ سرزمینی را در خود نهفته دارد و از سال‌هایی روایت می‌کند که سال باد/ سال اشک/ سال درد/ سالی که غرور گدایی کرد، توصیفی است همچون آیینه و حقیقت آن روزگاران را برمی‌تابد

نگاه
9789641126393
۱۳۹۰
۳۴۴ صفحه
۱۲۳ مشاهده
۰ نقل قول
احمد شاملو
صفحه نویسنده احمد شاملو
۲۸ رمان احمد شاملو شاعر، نویسنده، مترجم و روزنامه‌نگار ایرانی بود و از اثرگذارترین چهره‌های شعر معاصر فارسی به شمار می‌آید. او در تهران به دنیا آمد و زندگی ادبی‌اش با شعر، ترجمه، پژوهش فرهنگ عامه و فعالیت مطبوعاتی گره خورد. شاملو در شعر فارسی مسیری مستقل ساخت؛ مسیری که به «شعر سپید» شهرت یافت و از وزن سنتی فاصله گرفت، اما موسیقی درونی زبان را جدی گرفت. شعر او ترکیبی از عشق، اعتراض، اسطوره، آزادی و کرامت انسان است. او فقط شاعر نبود؛ ...
دیگر رمان‌های احمد شاملو
هایکو
هایکو هایکو در حقیقت یک سبک شعری است که در ژاپن بوجود آمد. هایکو شعری کوتاه است و معمولا در آن سعی می شود تا تصویری از طبیعت در ذهن خواننده ایجاد شود. زبان در این نوع شعر برخلاف شعر فارسی، تنها وسیله ی انتقال مفاهیم است، در شعر فارسی زبان خود بخش مهمی از شعر است که با آرایه ها ...
میراث
میراث وقتی با سر و روی تر از حیاط برگشتم و پشت به پنجره جلو آینه نشستم، رو تیغه بالای دیوار حیاط که از پنجره تو آینه دیده می‌شد چشمم به گربه خاکستری دراز و لاغری افتاد که انگار از تو آینه مواظب رفت و آمد من بود، و دیدم که رک و پوست کنده، با کله نسبتا بزرگش به‌ام اشاره‌هایی ...
خروس زری پیرهن پری
خروس زری پیرهن پری آتیش یه جونت بزنه. به خون و مونت بزنه! با پیشی زشت بی‌حیا. آتیش به جون گرفته‌ها! نقطه رو رحمتم شدین. اسباب زحمتم شدین...
بارون
بارون بارون میاد جرجر. رو خونه‌های بی در. 4 تا مرد بیدار. نشسته کنج دیفار. دیفار کنده‌کاری. نه فرش و نه بخاری.
مجموعه آثار احمد شاملو 1 (مجموعه اشعار)
مجموعه آثار احمد شاملو 1 (مجموعه اشعار) مردی ز باد حادثه بنشست مردی چو برق حادثه برخاست آن،‌ ننگ را گزید و سپر ساخت وین، نام را، بدون سپر خواست ابری رسید پیچان پیچان چون خنگ یال‌اش آتش‌، بر دشت برقی جهید و موکب باران از دشت تشنه، تازان بگذشت آن پوک تپه،‌ نالان نالان لرزید و پاگشاد و فرو ریخت و آن شوخ بوته،‌ پر تپش از شوق پیچید و با بهار درآمیخت
مشاهده تمام رمان های احمد شاملو
مجموعه‌ها