مجموعه داستان داخلی

بارون میاد جرجر. رو خونه‌های بی در. 4 تا مرد بیدار. نشسته کنج دیفار. دیفار کنده‌کاری. نه فرش و نه بخاری.

نظر
9786005191745
۱۳۹۷
۳۶ صفحه
۱۲۴ مشاهده
۰ نقل قول
احمد شاملو
صفحه نویسنده احمد شاملو
۳۲ رمان احمد شاملو شاعر، نویسنده، مترجم و روزنامه‌نگار ایرانی بود و از اثرگذارترین چهره‌های شعر معاصر فارسی به شمار می‌آید. او در تهران به دنیا آمد و زندگی ادبی‌اش با شعر، ترجمه، پژوهش فرهنگ عامه و فعالیت مطبوعاتی گره خورد. شاملو در شعر فارسی مسیری مستقل ساخت؛ مسیری که به «شعر سپید» شهرت یافت و از وزن سنتی فاصله گرفت، اما موسیقی درونی زبان را جدی گرفت. شعر او ترکیبی از عشق، اعتراض، اسطوره، آزادی و کرامت انسان است. او فقط شاعر نبود؛ ...
دیگر رمان‌های احمد شاملو
قصه ی دخترای ننه دریا
قصه ی دخترای ننه دریا کتاب « قصه ی دخترای ننه دریا» " کودکانه های بامداد " نوشته احمد شاملو توسط نشر چشمه منتشر شده است. قصه دخترای ننه دریا یکی از سرودهای احمد شاملو است است که انتشارات امیرکبیر نخستین بار در سال ۱۳۵۷ با تصویرگری ضیاالدین جاوید منتشر کرد. قصه منظوم دخترای ننه دریا، قصه دلتنگی پسرهای عمو صحرا برای دخترای ننه دریاست. ...
مجموعه آثار احمد شاملو (مجموعه اشعار)
مجموعه آثار احمد شاملو (مجموعه اشعار) خوابید آفتاب و جهان خوابید. از برج فار، مرغک دریا، باز. چون مادری به مرگ پسر نالید. گرید به زیر چادر شب، خسته. دریا به مرگ بخت من، آهسته.
آی عشق چهره آبیت پیدا نیست
آی عشق چهره آبیت پیدا نیست این مجموعه به جهت آنکه حاوی نخستین نمونه‌های شعر سپید فارسی است، قابل توجه است. به تو سلام می‌کنم کنار تو می‌نشینم و در خلوت تو شهر بزرگ من بنا می‌شود اگر فریاد مرغ و سایه‌ی علف‌ام در در خلوت تو این حقیقت را باز می‌یابم.
مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) افسوس. چشم‌های تو که مثل خون در رگ‌های من دوید، یک‌بار دیگر مرا به زندگی بازگرداند. تصور می‌کردم خواهم توانست به این رشته پر توان عشقی که به طرف من افکنده شده است چنگ بیندازم و یک‌بار دیگر شانس خودم را برای زندگی و سعادت آزمایش کنم. چه می‌دانستم که برای من، هیچ‌گاه "زندگی" مفهوم درست خود را پیدا نخواهد ...
77 شعر از احمد شاملو
77 شعر از احمد شاملو آن‌گاه بانوی پرغرور عشق خود را دیدم. در آستانه پر نیلوفر، که به آسمان بارانی می‌اندیشید. و آن‌گاه بانوی پرغرور عشق خود را دیدم. در آستانه پر نیلوفر باران، که پیرهن‌اش دستخوش بادی شوخ بود. و آن‌گاه بانوی پرغرور باران را. در آستانه نیلوفرها، که از سفر دشوار آسمان باز می‌آمد.
مشاهده تمام رمان های احمد شاملو
مجموعه‌ها