نمیدانست چرا؟ ولی دلش میخواست تا ابدیت روی همین صندلی بنشیند و در این نور کمرنگ و خیالی به شاهین خیره شود... این چه حسی بود خدایا؟ چه حسی بود که لیلا این همه سعی در گریز از آن داشت ولی روز به روز بیشتر به سمتش کشیده میشد؟!
۱۱ رمان
مرضیه قنبری از نویسندگان ایرانی است و نام او در کنار آثاری برای مخاطبان کودک و نوجوان دیده میشود.
اطلاعات عمومی دقیق درباره زندگی شخصی او محدود است؛ بنابراین در معرفی او باید از حدس درباره تاریخ و محل تولد فاصله گرفت.
اهمیت چنین نویسندگانی بیشتر در پیوند با خواننده نوجوان روشن میشود؛ جایی که قصه باید هم روان باشد و هم حس تجربه نزدیک را منتقل کند.
در ادبیات کودک و نوجوان، نویسنده موفق کسی است که زبان را ساده کند بیآنکه ...
سکوت بیکسی
دلم برای تمام روزهای با هم بودنمان تنگه گل من، هنوز هم باور از دست دادنت مشکله. دوستت دارم ای آرامش جان من، هر چند هر زمان که خواستم آنرا بر لب جاری کنم تقدیر مانعی شد بر سر راه تمام نگفتههایم. تو را به آسمان عشق او میسپارم که همانند من عاشق است.
بازم کنارتم
دلخور و عصبی به سمت در گام برداشت و هنوز دستش به دستگیره نرسیده بود که نیلوفر آستینش را کشید:
صبر کن.
سهیل ایستاد، بیآنکه برگردد، صدای پر از خواهش نیلوفر به گوش جانش پر شد: نمیخوام اینطوری از هم جدا بشیم، با این همه دلخوری! میخوام خاطره آخرین دیدارمون برای هر دومون خوشایند باشه. هیچوقت هیچ مردی رو اندازه تو دوست ...
شب تنهایی ماه
متحیر و ناباور به سمت صدا چرخید. سهند در چند قدمی او ایستاده بود. پلک زد تا اشکهایی که همان لحظه در چشمش حلقه بسته بود، فرو بریزد و او چهره و قامت محبوبش را بهتر تماشا کند. شاید هم گمان میکرد این یک رویاست. رویایی که زود محو و نابود خواهد شد و برای دیدنش نباید فرصت را هر ...
تنهاترین حامی
خودتو بزار جای من ،اگه پسرت همین حجت که فعلا تو خونه است و دست و بالش را بند نکردی یک شب بی هوا دست یکی رو که چهارده ماه تمام بی نام و نشون گذاشته باشه و رفته باشه معلوم نیست تو کدوم قبرستونی ،بگیره بیاره توی خونه ات و سینه سپر کنه که این دختر رو 1 ...