رمان خارجی - فرانسه

سوءتفاهم و بیگانه (چرم) نمایش‌نامه و رمان

خاموش شدیم و ماری همان‌طور می‌خندید. زن چاق و چله به طرف همسایه من فریاد می‌کشید که بی‌شک شوهرش بود و مرد چهارشانه‌ای بود و موهایش بور و نگاهش پاک و بی‌آلایش بود. صحبتشان دنباله مکالمه‌ای بود که مدتی قبل شروع کرده بودند.

پارمیس
9786008708377
۲۶۲ صفحه
۱۴۳ مشاهده
۰ نقل قول
آلبر کامو
صفحه نویسنده آلبر کامو
۶۶ رمان آلبر کامو، نویسنده، فیلسوف و روزنامه‌نگار فرانسوی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در الجزایرِ تحت استعمار فرانسه به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری، تئاتر و اندیشه درباره پوچی و مسئولیت شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «بیگانه»، ...
دیگر رمان‌های آلبر کامو
کالیگولا
کالیگولا دور و بر من هرچه هست دروغ است و من می‌خواهم که مردم با راستی زندگی کنند. وسیله‌اش را هم دارم تا آنها را وادارم که با راستی زندگی کنند، چون می‌دانم که آنها چه ندارند. آنها معرفت ندارند. معلمی می‌خواهند که بداند چه می‌گوید... در سرتاسر امپراتوری روم تنها کسی که آزاد است منم. بروید و به روم اعلام ...
زنده باد عشق
زنده باد عشق کتاب «زنده باد عشق» گزیده‌ای است از مکاتبات میان آلبر کامو، نویسنده‌ی برجسته و فیلسوف فرانسوی، و ماریا کاسارس، بازیگر توانمند و ستاره‌ی تئاتر. این کتاب شامل دویست نامه از میان 865 نامه‌ای است که این دو شخصیت فرهنگی و هنری مهم، طی 16 سال از تابستان 1944 تا زمستان 1960 به یکدیگر رد و بدل کرده‌اند. این نامه‌ها، که ...
رکوییم برای 1 راهبه
رکوییم برای 1 راهبه
دلهره هستی
دلهره هستی جوان احساس می‌کرد که در برابر دهشتنا‌ک‌ترین فاجعه قرار گرفته است و تا کنون گرفتار نظیر این اشتباه نشده است. این فاجعه، غم پیرزن علیلی است که کسانش برای رفتن به سینما تنها رهایش می‌کنند .
بیگانه
بیگانه امروز مادر مرد. شاید هم دیروز مرده بود، دقیقا یادم نیست. یک تلگراف از خانه سالمندان برای من فرستاده‌اند که: «مادرتان درگذشته است، فردا مراسم خاکسپاری برگزار می‌شود. تسلیت ما را بپذیرید.» از متن تلگراف چیز زیادی متوجه نمی‌شوم. خانه سالمندان در دهکده مارنگو در فاصله 80 کیلومتری الجزیره است، من ساعت 2 بعدازظهر با اتوبوس به آن‌جا می‌روم و ...
مشاهده تمام رمان های آلبر کامو
مجموعه‌ها