رمان خارجی - بریتانیا

داستان‌های شکسپیر

کلمات زیبا و جملات شورانگیز یکی پس از دیگری از دهان او خارج می‌شدند، اما مضامینی بودند که هیچ یک از قلب و روح او سرچشمه نمی‌گرفتند. رگان نیز مانند خواهر بزرگ خود زنی بد نهاد و کینه‌توز و جاه‌طلب بود و از دیرباز آرزویی جز این نداشت که با مرگ پدر، بر قلمرو پهناور او دست یابد و شمه‌ای از آرزوهای دور و دراز خود را عملی سازد.

جامی
9786001761782
۳۲۸ صفحه
۱۳۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ویلیام شکسپیر
صفحه نویسنده ویلیام شکسپیر
۵۸ رمان ویلیام شکسپیر نمایشنامه‌نویس، شاعر و بازیگر انگلیسی بود و معمولاً مهم‌ترین چهره ادبیات نمایشی انگلیسی دانسته می‌شود. او در استراتفورد-اپان-ایون زیست و بخش اصلی کار حرفه‌ای خود را در فضای تئاتر لندن گذراند. از زندگی شخصی او همه چیز روشن نیست، اما آثارش نشان می‌دهند با زبان، صحنه و روان انسان آشنایی کم‌نظیری داشته است. شکسپیر هم برای تماشاگر عام می‌نوشت و هم متن‌هایی می‌ساخت که قرن‌ها بعد هنوز خوانده و اجرا می‌شوند. نمایشنامه‌هایی مانند «هملت»، «مکبث»، «شاه لیر»، «اتللو»، «رومئو و ...
دیگر رمان‌های ویلیام شکسپیر
حکم در برابر حکم
حکم در برابر حکم نمایش‌نامه حکم در برابر حکم به موضوعات رحمت، عدالت، حقیقت و رابطه آن‌ها با تکبر و تواضع، و به ویژه به افراط‌گرایی دینی، قشری‌گری و خشکه مقدس بودن حکام و لغزش آن‌ها در مسائل اخلاقی، سوءاستفاده از ابزار قدرت و ... می‌پردازد. آگاهی طبقاتی شکسپیر در این نمایش‌نامه به غایت صریح و آشکار است. در این نمایش‌نامه جامعه شدیدا ...
تاجر ونیزی (داستانی از شکسپیر)
تاجر ونیزی (داستانی از شکسپیر) هیچ‌کس با اجبار به دیگری رحم نمی‌کند. بخشندگی فقط وقتی صورت می‌گیرد که مانند قطرات ملایم باران بر روی زمین بباریم. بخشیدن یک موهبت دو جانبه است. هم برای کسی که می‌بخشد آرامش می‌آورد، و هم برای کسی که بخشیده می‌شود.
تراژدی کوریولانوس
تراژدی کوریولانوس بانوان، بر زمین بیفتید، مگر کوریولانوس را با زانوانمان شرمسار کنیم؛ لقبش بیشتر درخور نخوت و استیلاست تا رافت و مدارا. بیایید بر خاک بیفتیم که گفتنی‌ها همه گفته شد.
رومئو و ژولیت
رومئو و ژولیت سمپسون: گرگوری، به مردانگی سوگند، ما بزدل نیستیم. گرگوری: البته، و گرنه بع‌بع می‌کردیم. سمپسون: یعنی گردن به زور نمی‌دهیم، شمشیر می‌کشیم. گرگوری: سرت را بالا بگیر، ببینم گردنی هست؟ سمپسون: خشم بگیرم، زود شمشیر می‌کشم. گرگوری: اما دیر خشم می‌گیری. سمپسون: حتی سگی از فامیل موناتیگو مرا تحریک می‌کند. گرگوری: تحریک یعنی فرار، شجاعت یعنی ایستادن؛ اگر تحریک شدی ...
هنری پنجم (داستانی از شکسپیر)
هنری پنجم (داستانی از شکسپیر) اگر سعی کنید بندهایی را که به دست و پایتان پیچیده است باز کنید، رها خواهید شد. شکار ادامه دارد! ندای درونتان را دنبال کنید و فریاد بزنید: "خداوند به همراه هری! انگلیس و سنت جورج!"
مشاهده تمام رمان های ویلیام شکسپیر
مجموعه‌ها