آقا جان جلوی همه شلوارش را درآورد. البته یک بیرجامه زیر آن پوشیده بود و جورابش را روی پاچههای بیرجامه کشیده بود. شلوارش را همین دو دقیقه پیش پوشیده بود. نمیدانستم دیدن همین «صحنه» ساده بعدها سرنوشتم را عوض خواهد کرد.
۱۲ رمان
مهرداد صدقی نویسنده و طنزنویس ایرانی است که با روایتهای شوخ و اجتماعیاش میان خوانندگان امروز شناخته میشود.
او از بجنورد میآید و در آثارش اغلب رگههایی از زندگی شهرستانی، خاطره و زبان روزمره دیده میشود.
طنز صدقی بر موقعیت و نگاه بنا میشود؛ آدمها اغراقآمیزند، اما از زندگی واقعی جدا نیستند.
در نوشتههایش، خنده گاهی راهی برای دیدن فشارهای اجتماعی، خانواده و تناقضهای معمول زندگی است.
محبوبیت آثار او نشان میدهد مخاطب فارسی همچنان به طنزی نیاز دارد که هم سرگرم کند و ...
آبنبات پستهای
آریشگر چنان موهایم را ماشین میکرد که انگار در دید او لذتی که در کچل کردن دیگران هست، در انتقام گرفتن نیست. کارش که تمام شد به این نتیجه رسیدم که متاسفانه جمجمه بچه حلالزاده به داییاش میرود. احساس کردم این آه دایی است که مرا گرفته! به «دامبو» شدن او خندیدم؛ اما حالا خودم شبیه «جیمبو» شده بودم. احتمالا ...
آبنبات لیمویی
کتاب آبنبات لیمویی ادامه کتابهای «آبنبات هلدار»، «آبنبات دارچینی» و «آبنبات نارگیلی» اثر مهرداد صدقی است. در «آبنبات لیمویی» خوانندگان همچنان ماجراهای شخصیت اصلی سه رمان را دنبال میکنند. شخصیت اصلی این کتاب محسن است. که در سه رمان قبلی از دوران کودکی تا جوانی اش مخاطبان خود را با خود همراه کرده است. حالا محسن در کتاب آبنبات لیمویی ...
آبنبات هلدار
من تا آن روز سینما نرفته بودم، ولی حمید یکی دو بار یواشکی رفته بود. سعید هم بدتر از من بود، چون حتی تلویزیون هم نداشتند. فرهاد نه تنها کلی فیلم دیده بود، بلکه توی خانهشان تلوزیون رنگی هم داشتند. تازه، میگفت سر کوچهشان چند تا سینما هست، اما من و سعید و حمید مطمئن بودیم که دارد شارت میزند! ...
آخرین نشان مردی
همهچیز از همان ماجرای چند روز پیش شروع شد. دختر خانمی که ما اصلا نجاتش ندادیم اما دوست داشت ما را قهرمان بداند، اسمش آتنا بود و از مامان شماره گرفته بود. دو روز پیش مادر آتنا تماس گرفت و از مامان تشکر کرد. مامان هم مدام لابهلای حرفهایش چشمکی به من میزد و میگفت: «راستش ما که کاری نکردیم؛ ...