رمان ایرانی

آب‌نبات هل‌دار

من تا آن روز سینما نرفته بودم،‌ ولی حمید یکی دو بار یواشکی رفته بود. سعید هم بدتر از من بود، چون حتی تلویزیون هم نداشتند. فرهاد نه تنها کلی فیلم دیده بود، بلکه توی خانه‌شان تلوزیون رنگی هم داشتند. تازه، می‌گفت سر کوچه‌شان چند تا سینما هست، اما من و سعید و حمید مطمئن بودیم که دارد شارت می‌زند! مگر می‌شود بجنورد به آن بزرگی فقط یک سینما داشته باشد، ولی سر کوچه آن‌ها چند تا سینما؟! البته امین هم، با اینکه فقط یک‌بار سینما رفته بود، خیلی هم فیلم دیده بود. مثل اینکه دایی‌‌اش برایشان پروژکتور به خانه می‌آورده و به قول خودش فیلم آپاراتی زیاد دیده بود.

سوره مهر
9786001755163
۱۳۹۲
۴۱۲ صفحه
۳۵۵ مشاهده
۱ نقل قول
صفحه نویسنده مهرداد صدقی
۱۲ رمان مهرداد صدقی نویسنده و طنزنویس ایرانی است که با روایت‌های شوخ و اجتماعی‌اش میان خوانندگان امروز شناخته می‌شود. او از بجنورد می‌آید و در آثارش اغلب رگه‌هایی از زندگی شهرستانی، خاطره و زبان روزمره دیده می‌شود. طنز صدقی بر موقعیت و نگاه بنا می‌شود؛ آدم‌ها اغراق‌آمیزند، اما از زندگی واقعی جدا نیستند. در نوشته‌هایش، خنده گاهی راهی برای دیدن فشارهای اجتماعی، خانواده و تناقض‌های معمول زندگی است. محبوبیت آثار او نشان می‌دهد مخاطب فارسی همچنان به طنزی نیاز دارد که هم سرگرم کند و ...
دیگر رمان‌های مهرداد صدقی
آبنبات نارگیلی
آبنبات نارگیلی ناگفته نماند ابی، با این همه خلوص نیت و پرهیز از هرگونه ارتباط با دخترهای دانشگاه، حتی در حد نگاه یا سلام، چیزهایی درباره تصوراتش از بهشت و انگیزه‌اش برای حضور در آنجا می‌گفت که اگر حوری‌ها می‌شنیدند, از دستش به اتوبوس ما در [جهنم] پناه می آوردند.
آبنبات لیمویی
آبنبات لیمویی کتاب آبنبات لیمویی ادامه کتاب‌های «آبنبات هل‌دار»، «آبنبات دارچینی» و «آبنبات نارگیلی» اثر مهرداد صدقی است. در «آبنبات لیمویی» خوانندگان همچنان ماجراهای شخصیت اصلی سه رمان را دنبال می‌کنند. شخصیت اصلی این کتاب محسن است. که در سه رمان قبلی از دوران کودکی تا جوانی اش مخاطبان خود را با خود همراه کرده است. حالا محسن در کتاب آبنبات لیمویی ...
آخرین نشان مردی
آخرین نشان مردی همه‌چیز از همان ماجرای چند روز پیش شروع شد. دختر خانمی که ما اصلا نجاتش ندادیم اما دوست داشت ما را قهرمان بداند، اسمش آتنا بود و از مامان شماره گرفته بود. دو روز پیش مادر آتنا تماس گرفت و از مامان تشکر کرد. مامان هم مدام لابه‌لای حرف‌هایش چشمکی به من می‌زد و می‌گفت: «راستش ما که کاری نکردیم؛ ...
تعلیمات غیر اجتماعی (مجموعه طنز)
تعلیمات غیر اجتماعی (مجموعه طنز) آقای هاشمی که تازه جریمه شده بود، برای اینکه خودش را راضی کند، مدام می‌گفت: «حتما خیری در این جریمه بوده... اصلا این جریمه‌های رانندگی نباشد کسی قوانین را رعایت نمی‌کند... دستشان درد نکند، اتفاقا خیلی خوب شد...» اما هر پنج دقیقه یک‌بار با یادآوری مبلغ جریمه دوباره عصبانی می‌شد. با خود فکر می‌کرد با آن پول چه کارها که ...
مشاهده تمام رمان های مهرداد صدقی
مجموعه‌ها