دلم برای تمام روزهای با هم بودنمان تنگه گل من، هنوز هم باور از دست دادنت مشکله. دوستت دارم ای آرامش جان من، هر چند هر زمان که خواستم آنرا بر لب جاری کنم تقدیر مانعی شد بر سر راه تمام نگفتههایم. تو را به آسمان عشق او میسپارم که همانند من عاشق است.
۱۲ رمان
مرضیه قنبری از نویسندگان ایرانی است و نام او در کنار آثاری برای مخاطبان کودک و نوجوان دیده میشود.
اطلاعات عمومی دقیق درباره زندگی شخصی او محدود است؛ بنابراین در معرفی او باید از حدس درباره تاریخ و محل تولد فاصله گرفت.
اهمیت چنین نویسندگانی بیشتر در پیوند با خواننده نوجوان روشن میشود؛ جایی که قصه باید هم روان باشد و هم حس تجربه نزدیک را منتقل کند.
در ادبیات کودک و نوجوان، نویسنده موفق کسی است که زبان را ساده کند بیآنکه ...
شب های دلواپسی
احساس مالکیت برعشق... حرکت زندگی آدم ها وقتی از بالا نگاه کنی، مثل مورچه ها می ماند که همواره در حال جمع کردن چیزی هستند. تفاوتش در آن است که به جای جمع کردن آذوقه توسط مورچه ها، ما آدم ها به دنبال «داشتن» هستیم، به دست آوردن و مالک شدن بر چیزی! کسی می گفت درست در خوش ترین ...
تنهاترین حامی
خودتو بزار جای من ،اگه پسرت همین حجت که فعلا تو خونه است و دست و بالش را بند نکردی یک شب بی هوا دست یکی رو که چهارده ماه تمام بی نام و نشون گذاشته باشه و رفته باشه معلوم نیست تو کدوم قبرستونی ،بگیره بیاره توی خونه ات و سینه سپر کنه که این دختر رو 1 ...
دنیای کوچک لیلا
نمیدانست چرا؟ ولی دلش میخواست تا ابدیت روی همین صندلی بنشیند و در این نور کمرنگ و خیالی به شاهین خیره شود... این چه حسی بود خدایا؟ چه حسی بود که لیلا این همه سعی در گریز از آن داشت ولی روز به روز بیشتر به سمتش کشیده میشد؟!
دلیل بودنم
بودن با بهرام خوب بود، چنان آرامشی نصیب من میکرد که کمتر در خودم سراغ داشتم. اینکه تنها در ماشین مرد غریبهای نشسته بودم باید ناراحتم میکرد، اما در مورد او اینطور نبود. حسی را که در همان مدتزمان کوتاه به بهرام پیدا کرده بودم هیچوقت حتی نسبت به کیارش که از بچگی با هم بزرگ شده بودیم هم نداشتم ...