رمان خارجی - اسپانیا

ساعت شوم

(In evil hour)

پلیسی که پشت در را گرفته بود، در را باز کرد. تفنگش را قراول رفت و سوت کشید. 2 پلیس به طرف مهتابی دویدند و چندین تیر هوایی شلیک کردند. مردم دو طرف خیابان پراکنده شدند. در این وقت زنی شیون‌کنان از گوشه‌ای پیدا شد. شهردار مادر پپه آمادور را شناخت. با یک جست وارد قرارگاه شد. و از روی پلکان آمرانه به پلیس گفت: «اون زنو نگه دارین.»

نگاه
9789643510633
۱۳۹۳
۲۴۰ صفحه
۲۰۱ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
گابریل گارسیا مارکز
صفحه نویسنده گابریل گارسیا مارکز
۸۳ رمان گابریل گارسیا مارکز نویسنده و روزنامه‌نگار کلمبیایی و برنده نوبل ادبیات بود. او در آراکاتاکا به دنیا آمد و کودکی‌اش در فضایی گذشت که بعدها در شکل‌گیری جهان داستانی ماکوندو نقش مهمی پیدا کرد. مارکز کار خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد و همین نگاه دقیق به واقعیت در داستان‌هایش ماند. اما واقعیت در آثار او خشک و روزمره نمی‌ماند؛ با افسانه، حافظه، خواب و تاریخ آمریکای لاتین در هم می‌آمیزد. «صد سال تنهایی» او را به چهره‌ای جهانی تبدیل کرد. «پاییز ...
دیگر رمان‌های گابریل گارسیا مارکز
روزی همچون روزهای دیگر
روزی همچون روزهای دیگر زن پاسخی نداد و چشمانش به سوی دستمالی قرمز رنگ- که در دست شوهرش بود- خیره ماند؛ لب‌هایش را به هم فشار داد و لرزشی ناخودآگاه و غیر ارادی، بر وجودش چیره شد. داماسو با خشونتی توام با بی‌‌زبانی، دست‌هایش را به گردن او انداخت. زن متوجه شد که بویی مشمئز کننده از دهان او می‌آید.
سرهنگ کسی ندارد برایش نامه بنویسد
سرهنگ کسی ندارد برایش نامه بنویسد ... حالا آن پزشک جوان در پاکت محتوی روزنامه‌ها را گشوده و شروع به خواندن تیتر درشت آن کرد و سرهنگ نیز چشم از آن قفسه مربوطه برنمی‌داشت و منتظر بود ببیند که مامور پست کی مقابل آن‌ها می‌ایستد، اما پستچی این کار را نکرد، دکتر نیز خواندن روزنامه را قطع کرده و به سرهنگ و بعد به آن مامور ...
گزارش 1 قتل از پیش اعلام‌شده
گزارش 1 قتل از پیش اعلام‌شده سانتیاگو نازار، روزی که اعلام شده بود به قتل می‌رسد، در ساعت پنج و سی دقیقه صبح، از بستر خواب برخاست و آماده شد تا به پیش‌باز اسقف که قرار بود با کشتی وارد بندر شود، برود.
100 سال تنهایی
100 سال تنهایی پس از گذشت سال‌‌های سال سرهنگ آئورلیانو بوئندیا در مقابل جوخه اعدام در انتظار فرمان آتش بود به یاد گذشته‌هایش افتاد وقتی که برای پیدا کردن یخ در بعدازظهری زیبا همراه پدرش به دهکده ماکوندو رفت. روستا در آن زمان فقط بیست خانوار داشت که در خانه‌‌های گلی کنار رودخانه زندگی می‌کردند. آبی زلال از روی سنگ‌هایی بزرگ، گرد و ...
زیباترین غریق جهان همراه با 12 داستان دیگر
زیباترین غریق جهان همراه با 12 داستان دیگر اولین بچه‌هایی که برآمدگی مشکوک تیره و مواج را دیدند که از جانب دریا به ساحل نزدیک می‌شد، خیال کردند کشتی دشمن است. بعد که دیدند پرچم و دکلی در کار نیست، فکر کردند لابد نهنگ است. اما هنگامی که توده عظیم در ساحل شنی به گل نشست و خزه‌های کف دریا، بندهای چسبناک عروس دریایی و بقایای ماهی‌ها و ...
مشاهده تمام رمان های گابریل گارسیا مارکز
مجموعه‌ها