رمان ایرانی

توسکستان

توسکستان رمانی پرماجرا و گاه طنزآلود در مورد عشقی پرشور است. روایتی از واقعیات روزمره که در یک آژانس مسافرتی اتفاق می‌افتد. خواننده با خواندن این کتاب همراه با قهرمانان داستان به مکان‌های دیدنی ایران و سراسر جهان سفر می‌کند و...

آسیم
9789644186233
۶۲۴ صفحه
۱۱۲ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
صفحه نویسنده بهاره باقری
۱۱ رمان بهاره باقری نویسنده ایرانی است و نام او در فهرست آثار داستانی فارسی برای مخاطبان جوان‌تر دیده می‌شود. داده‌های عمومی و قابل اتکا درباره زندگی شخصی او محدود است؛ بنابراین تاریخ و محل تولد بدون سند در پروفایل نیامده است. کار او در فضای ادبیاتی معنا پیدا می‌کند که می‌خواهد با زبان ساده‌تر، خواننده نوجوان و خانواده ایرانی را همراه کند. در چنین آثاری، روایت روان و شخصیت نزدیک اهمیت زیادی دارد؛ مخاطب باید حس کند قصه از دوردست حرف نمی‌زند. باقری از آن ...
دیگر رمان‌های بهاره باقری
اسپیدژ
اسپیدژ کافه همون کافه همیشگی بود، با همون عطر مست‌کننده قهوه، همون چیدمان، همون موسیقی روح‌نواز و همون اتمسفر... اما من دیگه همون آدم نبودم. به جای خالیت نگاه می‌کردم و طعم دلتنگیم برای تو به تلخی طعم قهوه شده بود...
زندگی شاید همین باشد
زندگی شاید همین باشد هی فلانی، زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جز با او نمی‌خواهی‏، من گمانم زندگی باید همین باشد...
به قلم ماهور
به قلم ماهور -
رویای توسکستان
رویای توسکستان سوار بر اسب در حاشیه مزرعه پیش رفت. گندم‌ها بلند و طلایی شده و وقت درو کردنشان فرا رسیده بود. کاش غصه‌هایش را همراه با گندم‌ها درو می‌کردند کاش دلتنگی‌ها حجمی داشتند و لبریز می‌شدند... در سکوت با غمی ته چشمانش به نقطه‌ای خیره ماند. دیگر در آن‌جا ماندن فایده‌ای نداشت. باید برمی‌گشت و کار و زندگی‌اش را از سر ...
آسمان تو چه رنگ است امروز
آسمان تو چه رنگ است امروز زمانی که نه حق خواستن داری و نه یارای دل کندن و فراموش کردن، زمانی که نمی‌توانی بر عشقی نقطه پایان بگذاری، تنها راهی که برایت می‌ماند، رفتن است. رفتن به جایی که تداعی کننده خاطرات بی‌شمارت نباشد.
مشاهده تمام رمان های بهاره باقری
مجموعه‌ها