رمان ایرانی

فردای پس از تنهایی

- یه جوری... انگار... این پایینش شاده ولی... بالاش نه! دو نفر بافتنش؟! وقتی مرد ناگهان سرخوشانه خندید به نظر متین آمد صورتش با خنده جوان‌تر می‌شود. مرد، چشم‌هایی نافذ داشت با همان جاذبه خاصی که همه مدیران و مردهای قدرتمند دارند. خنده‌اش هیچ از ترس متین کم نکرد. - آفرین... اما نه! بافنده‌اش دو نفر نبودن. می‌دونی قیمت این گبه چقدره؟ متین هیچ تصوری از قیمت آن گبه کهنه نداشت و فقط نامحسوس سری بالا انداخت که یعنی نمی‌داند. - بیشتر از اونی که فکرش رو بتونی بکنی! این گبه رو یه دختر جوون ایلیاتی بافته. نصفش رو قبل از ازدواجش بافته و نصفه دیگه‌اش بعد از ازدواج... متین دوباره به گبه خیره شد و نفهمید چرا اشک در چشم‌هایش حلقه بست.

سخن
9789643729448
۵۳۶ صفحه
۹۷ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده افسانه نیک‌پور
۸ رمان افسانه نیک‌پور نویسنده ایرانی است؛ نام او در میان آثار فارسی‌زبان و کتاب‌های منتشرشده برای مخاطبان ایرانی دیده می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. در چنین آثاری، روایت معمولا از تجربه‌های نزدیک زندگی، رابطه و فضای فرهنگی آشنا نیرو می‌گیرد. زبان ساده و ارتباط مستقیم با خواننده، در این گونه نوشتار اهمیت زیادی دارد. حضور نویسندگانی مانند نیک‌پور به گستردگی و تنوع ...
دیگر رمان‌های افسانه نیک‌پور
گاهی برای دیدن چشم‌ها را باید بست
گاهی برای دیدن چشم‌ها را باید بست از خیلی پیشترها به خودم قبولونده بودم که ترس یعنی در انتظار اتفاق ناگواری بودن چشم به راه دیدن بد بدتر بدترین. و در اون لحظه نمی‌خواستم به این فکر کنم که بدتر از بدترین چی می‌تونه باشه! نه جایی برای ترس نبود.
گاهی برای دیدن چشم‌ها را باید بست
گاهی برای دیدن چشم‌ها را باید بست از خیلی پیش‌ترها به خودم قبولونده بودم که ترس یعنی در انتظار اتفاق ناگواری بودن، چشم به راه دیدن بد، بدتر، بدترین... و در اون لحظه نمی‌خواستم به این فکر کنم که بدتر از بدترین چی می‌تونه باشه... نه، جایی برای ترس نبود...
راز آشکار
راز آشکار رمان راز آشکار روایت زندگی زن سنتی ایرانی با تمام دغدغه‌های آن است زنی که تحت تاثیر آموزه‌های جامعه مذکر تصور می‌کند با فراموش کردن یا فداکردن خود و خواسته‌های خود می‌تواند کانون خانواده را گرم نگه دارد ولی در سفری تشرف‌گون که اغلب در رمان‌های مدرن صورت می‌گیرد به ادراک تازه‌ای از هستی خود می‌رسد و درمی‌یابد که لازم ...
فریبانه
فریبانه خوب می‌دانست زن باید سیاست داشته باشد. به قول رویا خانم و خیلی زن‌های دیگر در آرایشگاه، زن‌ها باید همیشه یک مشتشان را بسته نگه دارند. نباید بگذارند مردها از دلشان باخبر بشوند. همین بهمن، کسی که خودش انتخاب کرده بود... بعدها از کجا می‌خواست بفهمد حس واقعی زنش؛ لی‌لی، به او چیست اگر یک مشتش را بسته نگه می‌داشت؟ ...
مشاهده تمام رمان های افسانه نیک‌پور
مجموعه‌ها