رمان خارجی - فرانسه

ریگودون

(Rigodon)

- دکتر، سریع دست به کار شوید!... مطمئنم که حدس زدید جریان از چه قرار است... این ایستگاه تله‌ای بیش نیست... تمام آدم‌های این قطارها باید سر به نیست شوند... آن‌ها زیادی‌اند... شما هم زیادی هستید... من هم همین‌طور... - از کجا می‌دانید؟ - دکتر، بعدا برایتان شرح خواهم داد... من باید شما را هوشیار می‌کردم... بجنبید!... آن‌ها امشب دست به کار خواهند شد... - چرا؟ - چون در اردوگاه‌ها دیگر جایی ندارند... خورد و خوراک هم ایضا... آدم‌هایی که در خارج هستند این را می‌دانند...

9786008209799
۴۵۶ صفحه
۱۲۱ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده لویی فردینان سلین
۱۴ رمان لویی فردینان سلین از جنجالی‌ترین و اثرگذارترین نویسندگان فرانسوی قرن بیستم است؛ نویسنده‌ای که زبان رمان را به خیابان، خشم و گفتار روزمره نزدیک کرد. پزشک بود و تجربه جنگ، فقر و حاشیه‌نشینی در جهان داستانی‌اش رد پررنگی گذاشت؛ جهان او آرام و آراسته نیست، زخمی و عصبی است. «سفر به انتهای شب» جایگاهش را تثبیت کرد؛ رمانی تلخ و تکان‌دهنده که انسان را در میانه جنگ، استعمار، شهر و درماندگی دنبال می‌کند. نثر سلین با شکستگی، ضرباهنگ گفتاری و انرژی عصبی شناخته ...
دیگر رمان‌های لویی فردینان سلین
معرکه
معرکه معرکه اثری است مستند درباره‌ی جنگ. روژه نیمیه ـ نویسنده‌ی فرانسوی ـ می‌گوید: " این کتاب ارزش و اهمیت بسیاری دارد، چرا که به نظر اتوبیوگرافیک است... سلین، زبان بریده‌ بریده و بی‌منطق یک افسر جز، بسیار عصبانی را که از سر خشم و مستی دست به کار‌های خنده‌دار می‌زند، به طور شگفت انگیزی بازپروری کرده است. هرگز در هنر ...
نمایش افسانه ای برای وقتی دیگر
نمایش افسانه ای برای وقتی دیگر در تعبیری نیچه‌ای، تنها زمانی به آزادی می‌رسیم که دیگر از دستور زبان پیروی نکنیم! شاید این ایده را بتوان جانمایه‌ی نظرگاه «لویی فردینان سلین» دانست؛ نویسنده‌ای که مرزهای رادیکالیسم در نوشتن رمان را به سرحداتی رساند که هیچ‌کس از تیغ برهنه‌ی زهرآگینش در امان نبود، حتی خودش! او ناسازگار با هر مفهوم‌پردازی پیشینی، هر نظم استوار و هر برساخت ...
دسته دلقک‌ها
دسته دلقک‌ها ماجرا در زمان جنگ اول می‌گذرد، در محلات پایین شهری لندن، شهری دچار ویرانی‌های جنگ و پناه‌گاهی برای عناصر وازده‌ای که می‌کوشند از گذشته خود بگریزند. سلین با تفاله‌های جامعه، آدمکش‌‌ها، واسطه‌ها، قاچاق‌‌چی‌ها، بدکاره‌ها، معتادان، ولگردان و جنایت‌کاران محشور می‌شود.
شمال
شمال خوشبختانه هاراس دستان نیرومندی داشت و به خوبی در آن جاده دشوار رانندگی می‌کرد... جاده‌یی که هر چه پیشتر می‌رفتیم ناهموارتر و باتلاقی‌تر می‌شد!... خودرو مدام از این دست‌انداز به آن دست‌انداز دیگر می‌افتاد و با آن تنه بزرگش به پرواز درمی‌آمد و گاه شتابان و گاهی آرام‌تر از روی چاله‌ها می‌‌پرید!...
مشاهده تمام رمان های لویی فردینان سلین
مجموعه‌ها