مجید قیصری، در گور سفید، داستان دو برادر را روایت میکند: یکی خشکه مقدس و رهبر گروه افراطی که میخواهند به هر وسیلهای فساد را از روی زمین محو کنند؛ دیگری برادری که دل به کسی باخته و سودایی دیگر در سر دارد.
۱۵ رمان
مجید قیصری، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری پیوند خورده که به جنگ، خاطره، اخلاق، جامعه و زندگی پس از بحران نزدیکاند. این معرفی قرار نیست فهرستوار باشد؛ مهمتر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتابهای او میرود.
در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع میشود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئلهای انسانی. همین نقطه شروع باعث میشود متن فقط اطلاعات ندهد و حالوهوایی مستقل پیدا کند.
از آثار یا زمینههای ...
گوساله سرگردان
گوساله سرگردان مجموعه 7 داستان کوتاه از مجید قیصری است، چهرهای جوان که میتوان او را یکی از میراثداران دوران جنگ خواند. انسان داستانهای قیصری میکوشد باورهای عینی را با جهان ذهنی خود همسو کند و جستجوگر حقایق پنهان در دنیایی باشد که ارزشها را دگرگونه جلوه میدهد.
دیگر اسمت را عوض نکن
من قول دادم که با عکس شما میروم دنبال آنها. چهطور میتوانم از شما حرف بزنم، در حالی که خودم هیچ وقت شما را ندیدم؟ اگر رو به روی من بنشینید نمیتوانم تشخیص بدهم شخصی که رو به رویم نشسته غریبه است یا آشنا. از شما چه میدانم؟ فقط همین چند خط کاغذی که توی دستم مانده. انتظار ندارید که ...
بوی گرم شکوفه های بادام
«بوی گرم شکوفههای بادام» دربردارنده یازده داستان کوتاه است که توسط مجید قیصری انتخاب و جمعآوری شدهاند. هر کدام از داستانها به زندگی و سیره پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) پرداخته و برخی از آنها روایتهای کوتاهی هستند از زندگی امروز ما. روایتهایی که تاریخ انقضا ندارند و تا امروز به شیوههای مختلف بارها آنها را شنیدهایم. در این کتاب ...
نگهبان تاریکی
بالاهایی نمیدانستند از کجا باید میفهمیدند؟ مهم نبود. نمیدانم شاید هم میدانستند، گفتن نداشت. توافقی نکرده بودیم بین خودمان. وقتی ما نمیزدیم، آنها هم نمیزدند، خیلی طبیعی. برای همین صدای تیر که بلند شد، همه ریختیم بیرون. ایرج گفت: زدمش!
مجید قیصر در 9 داستان مجموعه نگهبان تاریکی، به کندوکاو درونی انسانهای درگیر با جنگ میپردازد، جنگی که انگار جنگ نیست، ...