مجموعه داستان داخلی

نگهبان تاریکی

بالاهایی نمی‌دانستند از کجا باید می‌فهمیدند؟ مهم نبود. نمی‌دانم شاید هم می‌دانستند، گفتن نداشت. توافقی نکرده بودیم بین خودمان. وقتی ما نمی‌زدیم، آن‌ها هم نمی‌زدند، خیلی طبیعی. برای همین صدای تیر که بلند شد، همه ریختیم بیرون. ایرج گفت: زدمش! مجید قیصر در 9 داستان مجموعه نگهبان تاریکی، به کندوکاو درونی انسان‌های درگیر با جنگ می‌پردازد، جنگی که انگار جنگ نیست، صلح است. این نویسنده خلق و خوها و رفتارهای کاملا فردی شخصیت‌هایش را برجسته می‌کند و از داستان‌های هم‌جنس خود فاصله می‌گیرد. او با به کارگیری زمینه‌های اسطوره‌ای و اشارات فلسفی در لایه‌های درونی داستان‌هایش، نادیده‌ها و ناشنیده‌های جنگ را معنای تازه می‌بخشد.

افق
9786003531109
۱۳۹۳
۸۰ صفحه
۳۳۹ مشاهده
۰ نقل قول
مجید قیصری
صفحه نویسنده مجید قیصری
۱۴ رمان مجید قیصری، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری پیوند خورده که به جنگ، خاطره، اخلاق، جامعه و زندگی پس از بحران نزدیک‌اند. این معرفی قرار نیست فهرست‌وار باشد؛ مهم‌تر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتاب‌های او می‌رود. در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع می‌شود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئله‌ای انسانی. همین نقطه شروع باعث می‌شود متن فقط اطلاعات ندهد و حال‌وهوایی مستقل پیدا کند. از آثار یا زمینه‌های ...
دیگر رمان‌های مجید قیصری
بوی گرم شکوفه های بادام
بوی گرم شکوفه های بادام «بوی گرم شکوفه‌های بادام» دربردارنده یازده داستان کوتاه است که توسط مجید قیصری انتخاب و جمع‌آوری شده‌‌اند. هر کدام از داستان‌ها به زندگی و سیره پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) پرداخته و برخی از آن‌ها روایت‌های کوتاهی هستند از زندگی امروز ما. روایت‌هایی که تاریخ انقضا ندارند و تا امروز به شیوه‌های مختلف بارها آن‌ها را شنیده‌ایم. در این کتاب ...
زیرخاکی
زیرخاکی البته آن‌وقت نمی‌دانستیم خانه کی پا گذاشته‌ایم. بعدها فهمیدم. همین‌طوری اتفاقی وارد خانه شده بودیم. چیزهایی برای خودمان جمع کرده بودیم که ببریم از آنجا. نمی‌دانم یونس بود یا قاسم، که چشمش افتاده بود به عکس‌ها. چندتایی می‌شدند. قاتی مجله‌های زن روز و روزنامه‌های زرد شده بودند.
برف کهنه برف نو
برف کهنه برف نو «برف کهنه، برف نو» نوشته‌ی مجید قیصری شامل هفت داستان کوتاه با موضوع پیامدهای جنگ است؛ روایت مهاجرت درونی انسان از زندگی به جنگ و بازگشت دشوار از آن؛ بازگشتی که سایه‌اش تا ابد روی روابط انسانی باقی می‌ماند. در این مجموعه داستان زندگی انسان‌هایی روایت می‌شود که به شکل‌های مختلف، با ویرانی خانه و ذهن، ترس، تنهایی و فقدان ...
گور سفید
گور سفید مجید قیصری، در گور سفید، داستان دو برادر را روایت می‌کند: یکی خشکه مقدس و رهبر گروه افراطی که می‌خواهند به هر وسیله‌ای فساد را از روی زمین محو کنند؛ دیگری برادری که دل به کسی باخته و سودایی دیگر در سر دارد.
3 کاهن
3 کاهن حالا ستاره‌ها با او بازی می‌کنند. به دست بادش داده‌اند و فراموش کرده‌اند. حالا کجاست؟ راه کدام است؟ به کدام سوی می‌رود؟ هیچ‌چیز پیش دیدش دیدار نیست. این سقف بی‌کرانه کجا، آن کجا؟ خیمه روزانه‌ای دارد به بیرون، اول و آخری دارد، ولی اینجا، این تاریکی، نه شروعی دارد نه پایانی، یا هر طرف شروع است و هر لحظه شاید ...
مشاهده تمام رمان های مجید قیصری
مجموعه‌ها