مجموعه «بهترین نویسندگان ایران» با در کنار هم قرار دادن داستانهایی از نویسندگان تاثیرگذار و صاحبنام حوزه کودک، همراه تصویرگریهایی متناسب، مجموعهای ماندگار و خواندنی از آثار این بزرگان گرد آورده است.
۱۰ رمان
محمدرضا یوسفی نویسنده ایرانی ادبیات کودک و نوجوان است؛ از چهرههای پرکار این حوزه که برای گروههای سنی مختلف نوشته است.
او با جهان کودکان و نوجوانان از مسیر قصه، بازنویسی و روایتهای تاریخی و اجتماعی ارتباط برقرار کرده است.
در آثار یوسفی، قصه اغلب به زبان ساده و روشن پیش میرود، اما پشت این سادگی تلاشی برای انتقال تجربه، امید و شناخت دیده میشود.
او از نویسندگانی است که به تولید مستمر برای مخاطب کودک اهمیت دادهاند؛ کاری که به شناخت سن، ...
سارا و موجهای عاشق ارس
همه میدانند که سارا و خان چوپان دلبسته هم هستند و میخواهند با هم ازدواج کنند. خان چوپان همیشه همراه گله به کوهستان میرود و یکبار در غیاب او، ارباب میانسال ده، سارای را میبیند و از پدرش خواستگاری میکند. پدر سارای عاقبت مجبور میشود تسلیم ارباب شود، اما خان چوپان نمیتواند تسلیم شود... روز عروسی سارای و ارباب حادثهای ...
کیخسرو و فرزند اسب
فرنگیس سرش را تاب داد. نفسی تازه کرد و زین را دو دستی به سینه فشرد. اسبش با موجها رفت. سپاهیان به رود نزدیکتر میشدند، میتاختند...
شبرنگ شیهه کشید و چون نهنگی سر از میان موج ها بیرون آورد، کیخسرو درفش کاویانی را دید. از آن سو کشتی افراسیاب و کرجیهای دور تا دور آن سراسیمه با موجها میآمدند...
ستاره کوچولوی من
هوا که یواش یواش تاریک میشد، مراد بلند میشد و لحاف و تشک را وسط بام پهن میکرد. روی تشک دراز میکشید و به آسمان بالای قله کوه خیره میشد. برفی روی تشک جست و خیز میکرد، بعد کنار مراد مینشست تا ستاره کوچولو در آسمان قله کوه پیدا میشد.
هوشنگشاه و خزروان دیو
به یاد داشته باشیم، هر قوم و نژاد و ملت و سرزمینی از بین نمیرود مگر آنکه فرهنگ آن نابود شود. این قانون، تاریخ و سرگذشت اقوام و مردمیست که امروز تنها نامی از آنها در تاریخ مانده است. شاهنامه، شناسنامه همه قومها و نژادها و مذهبهاییست که از هزاران سال پیش در این سرزمین زندگی کردهاند. پس ایرانیان از ...
گرگها گریه نمیکنند
وقتی گرگی آدم باشد و آدمی گرگ، چه میشود؟ شهاب، قهرمان رمان، مثل اسمش قطعه سنگی سرگردان میان آسمان و زمین است. پسرک گرگ میشود و با گرگها زندگی میکند. دوستانش او را نمیشناسند، اما او آنها را میشناسد. حالا شهاب، گرگی است که به ناچار با آدمهایی که دوستشان دارد، درگیر میشود.