نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

بوفالوی آمریکایی

(American buffalo)

بوفالوی آمریکایی به سال 1975 نگاشته شد، سالی که هنوز دیوید مامت جوان نامی آشنا در عرصه نمایش‌نامه‌نویسی آمریکا محسوب نمی‌شد، سالی پس از این به پافشاری و پیگیری‌های خود مامت این نمایش‌نامه بر روی صحنه آمد و پس از آن مامت ناگهان به شهرت و محبوبیت دست یافت. طی دو سال از 1975 تا 1977 بوفالوی آمریکایی و نویسنده آن: دیوید مامت، بزرگترین جوایز ادبی،‌ هنری و تئاتری آمریکا را کسب کردند!

قاب
9789647798136
۱۳۹۰
۱۶۰ صفحه
۵۱ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
دیوید مامت
صفحه نویسنده دیوید مامت
۱۱ رمان دیوید مامت نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس و کارگردان آمریکایی است؛ نویسنده‌ای که زبان تند، بریده و پرتنش او به امضای کاری‌اش تبدیل شده است. او در شیکاگو به دنیا آمد و فضای مردانه، رقابتی و خشن کسب‌وکار آمریکایی در بسیاری از آثارش دیده می‌شود. مامت استاد گفت‌وگویی است که در ظاهر معمولی پیش می‌رود، اما زیر هر جمله میل به سلطه، ترس یا فریب جریان دارد. آثاری مانند «گلن‌گری گلن راس» نشان می‌دهند چگونه اقتصاد، زبان و اخلاق می‌توانند در یک اتاق کوچک به جنگی ...
دیگر رمان‌های دیوید مامت
باغ آلبالو (اقتباسی از باغ آلبالو اثر آنتوان چخوف) نمایش‌نامه
باغ آلبالو (اقتباسی از باغ آلبالو اثر آنتوان چخوف) نمایش‌نامه چرا ما عاشق این نمایش‌نامه‌ایم؟ چون درباره مبارزه بین ارزش‌های کهنه اشرافیت روسی و توسل بیهوده آن‌ها به قدرت است؟ بعید می‌دانم. چون در نهایت، یک نمایش‌نامه درباره ـ و فقط درباره ـ کنش شخصیت‌ها است، ما، در مقام تماشاگر، نمایش‌نامه را بر اساس تفکرات سطحی و حالات اجتماعی شخصیت‌ها (که در نهایت ما را از نمایش‌نامه جدا می‌کند) درک ...
گلن گری گلن راس
گلن گری گلن راس این نمایش‌نامه از طرفی منعکس‌کننده‌ی دوران ریاست‌جمهوری "رانالد ریگان"، رییس‌جمهور افراطی آمریکاست؛ دوره‌ی ریاست‌جمهوری رانالد ریگان از سال 1980 آغاز شد و تا سال 1992، یعنی تا پایان حکومت معاون او، جرج بوش [پدر] ادامه داشت. در این دوره، حکومت در راستای لغو کمک‌های دولتی و بیمه‌های اجتماعی و زیر پا گذاشتن تمام دست‌آوردهای جامعه‌ی مدنی آمریکا سیر می‌کرد، دست‌آوردهایی ...
نوشته رمزی
نوشته رمزی جان: سلام دل: امروز چطوری؟ جان: خوبم دانی: (از بیرون) چه جور چایی‌ای می‌خوای؟ دل: خوبه که خوبی دانی: (از بیرون) جان جان: مامانم چی‌ گفت دل: اومدم باهات صحبت کنم جان: می‌خواس بدونه چه جور چایی‌ای دانی: (از بیرون) جان؟ دل: چه نوع چایی‌ای می‌خواسی؟ چه جور چایی‌ای می‌خوای؟ جان بلند می‌شود که برود بیرون...
مشاهده تمام رمان های دیوید مامت
مجموعه‌ها