زوزون، حلزون کوچولو، با شادی گفت: «چه خوب که بهار آمده! من بهار را خیلی دوست دارم؛ به خاطر باران خوبش.»
پروانه گفت: «من به خاطر شکوفههای گیلاس، بهار را خیلی دوست دارم.»
۲۲ رمان
کلر ژوبرت نویسنده و تصویرگر فرانسویتبار ایرانی است؛ در ادبیات کودک ایران با آثار تصویری و داستانهای ساده و عاطفی شناخته میشود.
درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیقتر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند.
کتابهای او برای کودکان خردسال نوشته میشوند و معمولا به احساسات، خانواده، مهربانی و تجربههای روزمره کودک میپردازند.
ژوبرت تصویر و متن را کنار هم مینشاند؛ زبانش نرم است و تصویرها بخش مهمی از ...
کیسه شادی (قصههای ریزهمیزه 1)
پینک از دوستش پرسید: «دودوزک جان، میآیی باز؟»
دودوزک آه کشید و گفت: «نه! نه! حالش را ندارم. دلم گرفته، ولی نمیدانم چرا.»
پینک گفت: «آخآخ، باز هم؟» بعد فکری کرد و گفت «صبر کن، زود برمیگردم.»
کمی طول کشید تا پینک برگشت، با یک کیسه روی پشتش. آن را به دودوزک داد و گفت: «این کیسه شادی است. زود ...
گل پرک
لبخند گمشده (قصههای ریزهمیزه 2)
کرمینو از زیر خاک سرک کشید. کفشدوزک و سنجاقک و هزارپا را دید. به خودش توی یک دانه شبنم نگاه کرد و با اخم گفت: «حالا که اینطور شد، من با خدا قهرم!»
کفشدوزک و سنجاقک و هزارپا با تعجب پرسیدند: «آخه چرا؟»
کرمینو گفت: «به همهتان شاخک داده، پس من چی؟»
لینالونا
داستان لینالونا درباره ی ماجرای دوستی یک دختر خردسال با آدم کوچولویی به اسم لینالوناست. این داستان فانتزی به زبانی کودکانه از مسئله ی حجاب می گوید. دوستی دخترک و لینالونا و صحبت های آن دو درباره ی حجاب با قلمی روان و زیبا این امکان را به مخاطب کم سن و سال خود می دهد تا بدون استفاده از ...