«مشکل اینجاست که تو نمیتونی از خودت فرار کنی.»
مربی حوله رو از روی شونهش قاپید، خیلی قشنگ مربعی تاش کرد و گذاشتش بین خودمون دوتا.
گفت: «متاسفانه هیچکس اونقدرها سریع نیست!»
۴ رمان
جیسون رینولدز در میان نویسندگانی قرار دارد که کارشان با یک برچسب ساده تمام نمیشود. آثار او از دل علاقه به روایت، مشاهده دقیق و درگیری با مسئلههای انسانی شکل گرفتهاند.
زمینه تاریخی و فرهنگی زندگی او برای فهم نوشتههایش مهم است، اما متنها فقط سند زندگی یا زمانه نیستند. او از واقعیت، خیال یا اندیشه مادهای میسازد که در قالب ادبی جان میگیرد.
در آثار او معمولاً چیزی بیش از خط اصلی داستان جریان دارد. لحن، سکوتها، انتخاب شخصیتها و حتی ...
شجاع مثل تو
چرا یک مرد نابینا باید هفتتیر داشته باشد؟
جینی یازده ساله اصلا توقع نداشت تابستانش را در خانه روستایی بابابزرگ و مامانبزرگش سپری کند ولی حالا او و برادر بزرگش ارنی باید در مزرعه بابابزرگ سخت کار کنند. اما غافلگیری اصلی فهمیدن راز بابابزرگ است و این که چرا او خودش را در یک اتاق پر از پرنده حبس کرده...
پسران آمریکایی
کتاب «پسران آمریکایی» رمانی نوشته ی «جیسون رینولدز» است که نخستین بار در سال 2015 به چاپ رسید. پسری شانزده ساله به نام «رشاد» به قصد خریدن یک بسته چیپس وارد مغازه ای کوچک می شود. اما یک افسر پلیس به نام «پال گالوزو» به اشتباه تصور می کند که «رشاد» سارق است و بی رحمانه به او حمله ور ...
دونده دوم (پاتینا)
مربی بریده بریده حرف میزد: «این باتون نشونه انرژی تیم ماست. وقتی داریم دست به دستش میکنیم. همونطور که خودت گفتی، انرژی تیم طبیعی میمونه. ولی اگه کسی نخواد اونو به نفربعدی بده و نخواد توی این کار شرکت کنه، اون وقت انرژی از تعادل خارج می شه و هم تیمیهات دست خالی میمونن و ضعیف میشن، فهمیدی؟»
در جواب بهش ...