مجموعه داستان ایرانی

هوشنگ‌شاه و خزروان دیو

به یاد داشته باشیم، هر قوم و نژاد و ملت و سرزمینی از بین نمی‌رود مگر آن‌که فرهنگ آن نابود شود. این قانون، تاریخ و سرگذشت اقوام و مردمی‌ست که امروز تنها نامی از آن‌ها در تاریخ مانده است. شاهنامه، شناسنامه همه قوم‌ها و نژادها و مذهب‌هایی‌ست که از هزاران سال پیش در این سرزمین زندگی کرده‌اند. پس ایرانیان از هر قوم و نژاد و زبان و مذهب و آیین باید شاهنامه را بشناسند تا بدانند و آگاه باشند این خاک هزاران ساله چه سرنوشتی داشته و چگونه پیشینیان آن را از دستبرد دشمنان دور کرده‌اند و ما چگونه باید آن را به نسل‌های بعد بسپاریم.

9789645453624
۱۵۶ صفحه
۲۷ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده محمدرضا یوسفی
۱۰ رمان محمدرضا یوسفی نویسنده ایرانی ادبیات کودک و نوجوان است؛ از چهره‌های پرکار این حوزه که برای گروه‌های سنی مختلف نوشته است. او با جهان کودکان و نوجوانان از مسیر قصه، بازنویسی و روایت‌های تاریخی و اجتماعی ارتباط برقرار کرده است. در آثار یوسفی، قصه اغلب به زبان ساده و روشن پیش می‌رود، اما پشت این سادگی تلاشی برای انتقال تجربه، امید و شناخت دیده می‌شود. او از نویسندگانی است که به تولید مستمر برای مخاطب کودک اهمیت داده‌اند؛ کاری که به شناخت سن، ...
دیگر رمان‌های محمدرضا یوسفی
اپوش دیو (بهترین نویسندگان ایران)
اپوش دیو (بهترین نویسندگان ایران) مجموعه «بهترین نویسندگان ایران» با در کنار هم قرار دادن داستان‌هایی از نویسندگان تاثیرگذار و صاحب‌نام حوزه کودک، همراه تصویرگری‌هایی متناسب، مجموعه‌ای ماندگار و خواندنی از آثار این بزرگان گرد آورده است.
درناهای عاشق
درناهای عاشق آتلی و داشلی باید به هنگام کوچ درناها با یکدیگر مسابقه دهند و هر کدام که درناهای بیشتری را شکار کرد، لایق و شایسته آلتین خواهد بود. آلتین و آتلی یکدیگر را دوست دارند اما آتلی چوپان خان است و داشلی پسر خان روستای همسایه؛ و همین تفاوت طبقاتی کار دو عاشق جوان را بسیار سخت می‌کند...
کی‌خسرو و فرزند اسب
کی‌خسرو و فرزند اسب فرنگیس سرش را تاب داد. نفسی تازه کرد و زین را دو دستی به سینه فشرد. اسبش با موج‌ها رفت. سپاهیان به رود نزدیک‌تر می‌شدند، می‌تاختند... شبرنگ شیهه کشید و چون نهنگی سر از میان موج ها بیرون آورد، کی‌خسرو درفش کاویانی را دید. از آن سو کشتی افراسیاب و کرجی‌های دور تا دور آن سراسیمه با موج‌ها می‌آمدند...
گرگ‌ها گریه نمی‌کنند
گرگ‌ها گریه نمی‌کنند وقتی گرگی آدم باشد و آدمی گرگ، چه می‌شود؟ شهاب، قهرمان رمان، مثل اسمش قطعه سنگی سرگردان میان آسمان و زمین است. پسرک گرگ می‌شود و با گرگ‌ها زندگی می‌کند. دوستانش او را نمی‌شناسند، اما او آن‌ها را می‌شناسد. حالا شهاب، گرگی است که به ناچار با آدم‌هایی که دوست‌شان دارد، درگیر می‌شود.
سارا و موج‌های عاشق ارس
سارا و موج‌های عاشق ارس همه می‌دانند که سارا و خان ‌چوپان دلبسته هم هستند و می‌خواهند با هم ازدواج کنند. خان‌ چوپان همیشه همراه گله به کوهستان می‌رود و یک‌بار در غیاب او، ارباب میانسال ده، سارای را می‌بیند و از پدرش خواستگاری می‌کند. پدر سارای عاقبت مجبور می‌شود تسلیم ارباب شود، اما خان‌ چوپان نمی‌تواند تسلیم شود... روز عروسی سارای و ارباب حادثه‌ای ...
مشاهده تمام رمان های محمدرضا یوسفی
مجموعه‌ها