رمان خارجی - خاور میانه

گریزان

(Firarperest)

«همه شغل‌ها انسان را نابود می‌کنند، جز یکی: «شاعری». این حرف را شارل بودلر گفته بود. حالا دیگر این هم در مورد زمان ما صدق نمی‌کند. حالا دیگر حتی شاعری هم، مثل شغل‌های دیگر، روحمان را ذره‌ذره نابود می‌کند. با آرایش، زخم‌هایمان را، حفره‌های درون روح و هویتمان را می‌پوشانیم. حفره‌هایمان را با کار و مشغولیت، با ورود به عرصه‌های اجتماعی، با شهرت و عنوان و موفقیت‌های شغلی پر می‌کنیم. اما پشت این زرق و برق، همه‌مان درد مشترکی را حس می‌کنیم: حس نقصانی که نتوانسته‌ایم کاملش کنیم. خستگی و پژمردگی پایان‌ناپذیری را همچون کیسه آردی روی دوشمان حمل می‌کنیم. روزها مثل سنگ آسیاب، آهسته و سنگین به دور خود می‌چرخند. ما آدم‌ها دنبال عشقی هستیم که ما را از این دایره ابدی بیرون بکشد، عشقی متفاوت و غیرمعمولی...»

صابر حسینی
نیماژ
9786003675810
۱۶ صفحه
۴۶ مشاهده
۰ نقل قول
الیف شافاک
صفحه نویسنده الیف شافاک
۴۱ رمان الیف شافاک، نویسنده ترک-بریتانیایی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در استراسبورگ فرانسه به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نوشتن به ترکی و انگلیسی و پرداختن به هویت‌های چندگانه شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «ملت عشق»، «حرامزاده استانبول» ...
دیگر رمان‌های الیف شافاک
کتاب صوتی ملت عشق
کتاب صوتی ملت عشق خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد، نوک قلمم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدم‌هایی شناختم، قصه‌هایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته. کفش‌های آهنی سوراخ شده؛ من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی… مولانا خودش را «خاموش» می‌نامید؛ یعنی ساکت. هیچ ...
شیر سیاه (روایتی طنزآلود از بحران هویت که این روزها ممکن است برای هر زن در آستانه مادر شدن رخ دهد)
شیر سیاه (روایتی طنزآلود از بحران هویت که این روزها ممکن است برای هر زن در آستانه مادر شدن رخ دهد) چرا همیشه فکر می‌کردم که یک مادر به محض در آغوش کشیدن طفل تازه به دنیا آمده‌اش به سمت شادی و شادمانی خیز برمی‌دارد؟ چرا هیچ کس نگفت که به هنگام خیز برداشتن و شادی و شادمانی، ممکن است سرم به سقف بخورد و تا مدت‌ها گیج و منگ باشم؟ چرا هیچ کس نگفت که گذر از دالان بهشت به ...
دختری که اسمش را دوست نداشت
دختری که اسمش را دوست نداشت در یک شهر بزرگ، توی کوچه‌ای دلباز، در طبقه سوم آپارتمانی آبی رنگ، دختربچه‌ای زندگی می‌کرد. موهایش تابستان زرد رنگ می‌شد و پاییزها به قهوه‌ای مایل به سرخی درمی‌آمد. عاشق کتاب خواندن، موزیک گوش کردن، فیلم دیدن، نقاشی، توپ بازی، طناب بازی، پختن کیک شکلاتی، فرنی و شربت آبلیمو بود اما یک چیز مهم بود که هیچ دوست نداشت: اسمش!
3 دختر حوا
3 دختر حوا -
10 دقیقه و 38 ثانیه در این دنیای عجیب
10 دقیقه و 38 ثانیه در این دنیای عجیب در این رمان شافاک از ساختاری متفاوت استفاده می‌کند. لی‌لا، قهرمان داستان، که در مسیر زندگی و در خلال اتفاقاتی به روسپی‌گری در استانبول کشیده شده، مرده است، ولی ذهن او به مدت 10 دقیقه و 38 ثانیه به حیاتش ادامه می‌دهد و همه زندگی‌اش، با تمام فراز و نشیب‌هایش، در همین دقایق به خاطرش می‌آید. الیف شافاک در این ...
مشاهده تمام رمان های الیف شافاک
مجموعه‌ها