مجموعه داستان ایرانی

تهران در بعدازظهر

با صدای: سوگل خلیق. درست مثل این بود که بر لبه چاه عمیقی بایستی و بعد لحظه‌ای زل بزنی به اعماق ناپیدای چاه و ناگهان بی‌هوا سر بخوری و سقوط کنی توی آن. این دقیقا همان چیزی بود که بعد‌ازظهر چهارشنبه هفدهم دی‌ ماه هزار و سیصد هشتاد و پنج برای من اتفاق افتاد و من با سر سقوط کردم توی چاه عمیقی، توی چاه خیلی عمیقی به اسم سوفیا. مدت زمان: کتابخوانی: 2 ساعت و 19 دقیقه و 2 ثانیه. پادکست گفتگو با مصطفی مستور و سوگل خلیق: 24 دقیقه و 47 ثانیه.

9786220106135
۰ صفحه
۲۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
مصطفی مستور
صفحه نویسنده مصطفی مستور
۲۲ رمان مصطفی مستور، نویسنده و مترجم ایرانی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به ایمان، تنهایی، عشق، شک و زندگی شهری نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های مصطفی مستور
سمت روشن زندگی
سمت روشن زندگی کتاب «سمت روشن زندگی» نوشته‌ی مصطفی مستور مجموعه‌ای از یادداشت‌ها، جملات کوتاه و تأملات شخصی است که در آن نویسنده به پرسش‌ها و احساسات روزمره‌ی انسان می‌پردازد. موضوعات اصلی کتاب حول محورهایی مانند عشق، رنج، ایمان، امید، تنهایی و جست‌وجوی معنا در زندگی می‌چرخند. این نوشته‌ها به‌صورت منسجم یا داستان‌محور نیستند، بلکه مجموعه‌ای از اندیشه‌ها و تأملات پراکنده‌اند که گاهی ...
من گنجشک نیستم
من گنجشک نیستم دراز کشیده‌ام روی تخت‌خواب. چشم‌ها را که می‌بندم خوابی که دیده‌ام مثل کابوسی باز توی کله‌ام رژه می‌رود. شش ماه گذشته اما کابوسش عین بختک افتاده است به جانم. توی این مدت که مرا آورده‌اند این جا سعی کرده‌ام فراموشش کنم. اما نتوانسته‌ام. سعی کرده‌ام خم شوم روی خودم تا نیمی از خودم را پاک کنم اما نتوانسته‌ام. بعضی‌ها همه‌ی ...
فرضیه ی زمین مسطح
فرضیه ی زمین مسطح همیشه فکر می کردم مرگ چیز عجیبیه اما حالا می تونم بگم مرگ هرچی هم عجیب باشه از زندگی عجیب تر نیست.مرگ مثل ماشینه که وسط بیابون، کتر جاده‌ای خراب شده و روز و شب زل زده به آدم ها و ماشین هایی که از کنارش رد می شدن.اما زندگی یکی از اون ماشین هایی که داره با سرعت از ...
روی ماه خداوند را ببوس (پالتویی)
روی ماه خداوند را ببوس (پالتویی) هر کس روزنه‌ایست به سوی خداوند، اگر اندوهناک شود. اگر به شدت اندوهناک شود.
بهترین شکل ممکن
بهترین شکل ممکن دقیقه‌ای به وضعیتی که در آن گرفتار شده بود، فکر کرد. به‌ نظرش رسید میلیون‌ها قاتل حرفه‌ای بر تک‌تک سلول‌های خونی‌اش سوار شده‌اند و در سرتاسر قلمرو بدنش تاخت‌ و تاز می‌کنند. فکر کرد وسط تماشای فیلم مهیجی در سینما با احترام به او می‌گویند از سینما بزند بیرون. احساس ‌کرد درست وقتی که فکر می‌کرده زندگی برای او به ...
مشاهده تمام رمان های مصطفی مستور
مجموعه‌ها