مجموعه داستان ایرانی

حق با شاخ نبات است

«زمانی که اروپا از خواب غفلت بیدار شد، شما چه می‌کردید؟» «می‌گذاشتم ریشم بلند شود!» «به چه منظوری؟» «که بانوان حرمسرا با آن بازی کنند؟» «آیاا از اعمالتان پشیمان نیستید؟» «من که گناهی نکرده‌ام.» رویاهای ما به دو شکل ظاهر می‌‌شوند: یکی در خواب، یعنی در جایی که نمی‌توان عناصر آن‌ها را بازشناخت، آن‌ها را تنظیم کرد و به آن‌ها شکل بخشید؛ دیگری، زمانی که ما در بیداری به سر می‌بریم و می‌توانیم به رویاهای خود نظم دهیم، به آن‌ها شکل ببخشیم و آن‌ها را به دیگری منتقل کنیم. در این مجموعه نیز عنصر زمان و مکان چندان مشخص نیست، آن‌ها به رویاهایی می‌مانند که اجزایشان غالبا ناهمگون‌اند.

9786226662116
۱۷۶ صفحه
۱۷ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده تورج رهنما
۱۱ رمان تورج رهنما نویسنده و مترجم ایرانی است و نامش در پیوند با آثار ادبی منتشرشده به فارسی دیده می‌شود. اطلاعات عمومی دقیق درباره تاریخ و محل تولد او به شکل قابل اتکا در دسترس نیست؛ بنابراین این معرفی بر نقش ادبی و فرهنگی او تمرکز دارد. رهنما در فضایی قرار می‌گیرد که ترجمه و تألیف برای خواننده فارسی نقش مکمل دارند؛ هر دو راهی برای گسترش افق خواندن‌اند. کار مترجم و نویسنده در چنین جایگاهی فقط انتقال متن نیست؛ انتخاب اثر و زبان ...
دیگر رمان‌های تورج رهنما
کارناوال در شهر بزرگ (گزینه اشعار)
کارناوال در شهر بزرگ (گزینه اشعار) به کوچه می‌خرامی، گلی در آستینت. مگر چه گفته امروز دوباره فال‌بینت؟ به کوچه می‌خرامی چو عطر یاس در باغ، بنفشه در یسارت، بنفشه در یمینت. به کوچه می‌خرامی، خبر نداری افسوس. چه چشم‌ها که در راه نشسته در کمینت. چه جویبار نرمی‌ست میان کوچه‌ساران. نگاه دلفریبت، سکوت دلنشینت....
3 نمایش‌نامه‌نویس بزرگ جهان (برشت فریش دورنمات)
3 نمایش‌نامه‌نویس بزرگ جهان (برشت فریش دورنمات) دکتر تورج رهنما تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در ایران و تحصیلات دانشگاهی را در آلمان و اتریش گذراند. او اپس از بازگشت به ایران بیش از 30 سال به عنوان استاد زبان و ادبیات آلمانی در دانشگاه تهران تدریس کرد. رهنما گذشته از انتشار ده‌ها کتاب در زمینه ادبیات امروز ایران و آلمان 5 مجموعه شعر نیز ...
در جستجوی صبح در جاده‌های مه‌آلود (50 داستان غیر متعارف)
در جستجوی صبح در جاده‌های مه‌آلود (50 داستان غیر متعارف) موضوع: درخت. بخشی از انشای یک جوان: «من درختی گوژپشتم، در شوره‌زار. کوچیدن ابرها را ندیده‌ام و صدای باران را به ندرت شنیده‌ام. ما نسلی سوخته‌ایم...» شاگردان، خاموش بودند و معلم پیر، دیده بر پنجره داشت. ناگهان... قطره‌های باران، قطره‌های باران روی شیشه. معلم لبخند زد و پنجره را نشان داد. لحظه‌ای بعد درختان گوژپشت کمر، راست کردند و خدنگ ...
کلاغ‌ها شلیته پوشیده‌اند
کلاغ‌ها شلیته پوشیده‌اند در شهر کلاغ‌ها شلیته پوشیده‌اند. سارها فینه بر سر دارند. و زاغچه‌ها، لباده بر تن. در شهر سرو‌ها با عصا راه می‌روند. و بیدهای مجنون خمیده و خاموش. در شهر همگان نقاب بر چهره دارند، اما مردی نیز هست بی‌صورتک. ناگاه از میان جمع فریاد دلقکی گوژپشت: «نادان! به چه زل زده‌ای؟ برخیز! باید چهره‌ات را تغییر دهی، باید به ...
در ستایش گردآفرید و دست‌پختش (داستان‌هایی برای کودکان ریش‌دار) مجموعه داستان
در ستایش گردآفرید و دست‌پختش (داستان‌هایی برای کودکان ریش‌دار) مجموعه داستان شاه دیگر تاب نیاورد: کانگورو دیگر چه بوزینه‌ای است؟! دلقک پوزخندی زد و عرض کرد: قربان، بوزینه نیست، حیوانی است که بچه‌اش را همیشه در کیسه‌اش حمل می‌کند. شاه از کوره در رفت و فریاد کشید: جلاد!
مشاهده تمام رمان های تورج رهنما
مجموعه‌ها