رمان خارجی - بالکان

در سال 1377 در مرز بین امپراتوری متزلزل بیزانس و سرزمین‌های ترک‌های عثمانی، یک گروه عجیب و مرموز از کارگران، علیرغم خطر جنگی قریب‌الوقوع پل سنگی با سه تاق عظیم می‌سازند. بنایی تاریخ با شکوهی افسانه‌ای و در عین حال تمثیلی کافکا گونه از وحشی‌گری که در حال حاضر سرزمین مادری نویسنده یعنی آلبانی را درمی‌نوردد. ”آه بلرز ای پل سنگی همانطور که من در این گور می‌لرزم!“

نشر نودا
9786226459419
۱۷۶ صفحه
۱۳ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
اسماعیل کاداره
صفحه نویسنده اسماعیل کاداره
۱۱ رمان اسماعیل کاداره مهم‌ترین چهره ادبیات معاصر آلبانی در جهان است؛ نویسنده‌ای که تاریخ، اسطوره و زندگی زیر سایه قدرت را به رمان‌هایی سرد و پرطنین تبدیل کرد. او در جیروکاستر به دنیا آمد و سال‌ها در فضایی نوشت که سانسور و سیاست بر ادبیات سایه داشت؛ همین فشار، به زبان استعاری آثارش شکل داد. کاداره اغلب به سراغ امپراتوری‌ها، افسانه‌ها، ارتش‌ها و شهرهای بسته می‌رود، اما مسئله اصلی او همیشه انسان در برابر ساختار قدرت است. نثر او ظاهری آرام دارد، ولی زیر ...
دیگر رمان‌های اسماعیل کاداره
مهتاب
مهتاب همه ‌چیز با سوالی ساده شروع می‌شود که دختری جوان به نام ماریان در شبی مهتابی از مردی جوان می‌کند: «حقیقت دارد که عشق در مردان، احساسی قوی‌تر است؟» همین پرسش بی‌غرض و بی‌آلایش سوء‌ظن‌ها و تحقیق‌ها و حتی دادگاه‌هایی را در پی دارد که معمولا در جوامع استبداد زده می‌بینیم. «توطئه‌ای که علیه ماریان راه افتاده بود ظاهرا می‌بایست ...
کاخ رویاها
کاخ رویاها اسماعیل کاداره معروف‌ترین نویسنده آلبانی است. او پس از سال‌ها چالش و کشمکش، در پی فشارهای حکومت کمونیتستی کشورش، به فرانسه پناهنده شد و پس از آن، آثارش با استقبال بین‌المللی مواجه شد. کاداره علاوه بر رمان بنام آوریل شکسته که در ایران با ترجمه قاسم صنعوی منتشر شده است، با انجمن شاعران مرده به شهرت جهانی رسید. اسماعیل کاداره ...
زمستان سخت
زمستان سخت این رمان به بررسی رویدادهای مرتبط با جدایی آلبانی و شوروی می پردازد . منتقدان به این رمان لقب " جنگ و صلح " زمان ما را داده‌اند . داستان توجه به برهه‌ای از زمان دارد که انور خوجه در آلبانی در راس حکومت کومنیستی است و کمونیست قدرت بزرگی در برابر بلوک غرب می‌باشد . شاهد طرز تفکر بورپواهای قدیم ...
کنسرت در پایان زمستان
کنسرت در پایان زمستان
سپیده‌دم خدایان مشرقی
سپیده‌دم خدایان مشرقی همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طور به پرسه زدن ادامه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دادم و با خودم فکر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردم که چطور بیشتر این آدم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نویسنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مشهوری بودند که مدام کتاب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایشان را به هم تقدیم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردند. بیشتر بچه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی که روزها با سروصدا، آن اطراف می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دویدند و بازی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردند، شعرها و داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی داشتند که والدینشان به آنها تقدیم کرده بودند و می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانستیم حدس بزنیم که فقط بعضی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایشان آن کتاب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را ...
مشاهده تمام رمان های اسماعیل کاداره
مجموعه‌ها