سه دختر حوّا داستان زندگی زنی است به نام پری که میان عشق و باورهایش قرار گرفته، باورهایی که نمیداند کدامشان درست و کدامشان غلط است. جستوجوی او برای درک مفهوم زندگی و عشق او را به ورطههای تازه و ماجراهای گوناگون میکشاند.
۴۱ رمان
الیف شافاک، نویسنده ترک-بریتانیایی، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در استراسبورگ فرانسه به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با نوشتن به ترکی و انگلیسی و پرداختن به هویتهای چندگانه شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش از همه با «ملت عشق»، «حرامزاده استانبول» ...
ملت عشق
با صدای: پروین محمدیان
خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد. نوک قلم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدمهایی شناختم، قصههایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته کفشهای آهنی سوراخ شده، من اما هنوز خامم، هتوز هم در عشق همچو کودکان ناشی...
استفاده از کتاب گویا یکی ...
40 قانون عشق
سنگ کوچکی که در دستتان است را آرام به آب میاندازید که شاید دیده نشود. ظاهرا تاثیر آن صدا و موج کوچکی در آب به وجود میآید. شکافی که سنگ در رودخانه به وجود میآورد چیزی را تغییر نمی دهد بلکه تکان کوچکی است در کنار تغییرات دیگر اما زمانی که یک فرد سنگدل به دریا بزند تغییر آن تا ...
خیرگی
میخواستم بدانم آیا انسان، محرمیتی دارد؟ خلوتی دارد دور از چشم همگان، دور از دیدههای پنهان کائنات؟ اگر محرمیتی دارد، حتی اگر به کوتاهی لحظهای، آیا این دم، لحظهای از شب است که از دیده پنهان میشویم و از نظرها دور، یا نقطهای است تاریک، شکافی باریک، گسستی نامعلوم و نامرئی، راه گریزی کوچک یا سوراخ و سمبهای نامشخص...
ملت عشق (پالتویی) گالینگور
خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد. نوک قلم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدمهایی شناختم، قصههایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته کفشهای آهنی سوراخ شده، من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی...