آملی نوتومب، با نگاه تیزبینش به روابط انسانی و با نثری که تراژدی را با طنزی ظریف درهم میتند، یکی از نویسندگان منحصربهفرد معاصر است. او در سیوچهارمین رمان خود بار دیگر مرز میان واقعیت و خیال را درمینوردد و این بار با چیرهدستی تمام، به زندگی مادر خود میپردازد و از رنجی قدیمی داستانی نمادین و فراموشنشدنی میآفریند. در تبوتاب جنگ دوم جهانی، دختری به نام آدرین به دنیایی سرد و خشن پناه میبرد، به خانه مادربزرگی ستمگر در شهری دورافتاده. اما در میان هراس و تنهایی، سلاحی رازآلود مییابد: دو کلمهٔ ساده که مانند طلسمی بر زبانش جاری میگردند: «چه بهتر.» این رمان داستان بقا، تابآوری و قدرت سحرآمیز کلمات است، روایت زخمهایی که نسلبهنسل میخرامند و شجاعتی خاموش که در نهان دل دخترکی میتپد، حکایتی تاریک اما درخشان که همچون مهمانی سرزده در ذهن خواننده جا خوش میکند.