بوسه آذر

(Booseye Azar)

رمان بوسه آذر روایتی از 13 آبان سال 1358، چهارراه مبارزان شهر تهران، جای عجیبی شده بود. ساعت 10 صبح، آدم‌هایی آن‌جا به هم رسیدند که سرنوشت ملتی را تغییر دادند. با چند قدم تظاهرات و بعد بالا کشیدن از میله‌های آهنی در ورودی یکی از مهم‌ترین سفارتخانه‌های بزرگ‌ترین قدرت دنیا، در آسیا. آن روز در تهران، پیش و پس آن چهارراه، تظاهرات بزرگی در جریان بود و آدم‌های زیادی کنار هم راه می‌رفتند. اما هیچ‌کدام به اندازه آن چهارصد و اندی دانشجو، آینده مردم ایران و منطقه و خودشان را تغییر ندادند.

معارف
9786004417785
۱۴۰۴
۴۴۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های محمد قائم خانی
دولت‌شهر تنها
دولت‌شهر تنها با این ریش و لباس رزم می برندش دمشق و برمی گردانند تهران. پدرش چه فکری خواهد کرد وقتی این طور ببیندش؟ حاج ملک بنگاهی، هیچ فکرش را می کرد که روزی بشود پدر شهید؟ آن روز که با خانمش آمده بودند تا به دست و پای مادرم بیفتند، این روز را می دیدند؟ یقین نمی دیدند. ما هم نمی ...
مشاهده تمام رمان های محمد قائم خانی
مجموعه‌ها