۲۱ رمان
محمد میرکیانی، نویسنده ایرانی کودک و نوجوان است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته میشود که به قصه، اخلاق، تاریخ و روایتهای مناسب نوجوانان نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد که ادبیات میتواند از دل تجربههای فردی، جهانهایی عمومی و ماندگار بسازد.
مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشتههایش معمولاً شخصیتها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آنها با گذشته، ترسها، امیدها و انتخابهایی روبهرو میشوند که داستان را پیش میبرند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
خرسها و پدر چوبی
دو همسایه و دوست بودند. یکی نجار بود و آن یکی هم زرگر. زرگر تنگدست شده بود و میخواست برای کار از شهر برود. نجار هم با او همراه شد. آنها به شهری دیگر رفتند و کار کردند...
پند و قند 4
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود سالها پیش که من بودم و نه ما در یک روستا کلاغی و جوجه کلاغی به پرواز درآمدند آنها رفتند تا چیزهای تازه را ببینند و هرچه را که نمیدانند یاد بگیرند....
پهلوان و شیر
گنج مرد گمشده
معبد مرگ و شمشیر طلایی
همه دارو و ندارش این شمشیر بود. آن را برای روز نداری نگهداشته بود. این شد که همسرش گفت:« دیگر خسته شدم و میخواهم این شمشیر جواهرنشان را بفروشم.