ناپدید شدن دختری با چشمان آبی

(The disappearance of a girl with blue eyes)

آخرین‌بار که در این شهر بودم ایوان از من خواست فالش را بگیرم. فالش را دیدم. به او هشدار دادم، ”در طالعت می‌بینم به‌زودی این شهر گورستان تو و خانواده‌ات می‌شود. در آن سال‌ها ایوان در اوج قدرت و ثروت بود. از حرفم به‌شدت خشمگین شد... کارآگاه انوش برای پیداکردن سوفیا، دختر دوستش، به بندر می‌رود و در آنجا متوجه می‌شود ناپدیدشدن سوفیا بخشی کوچک از جنایتی بزرگ است...

قدیانی
9786000824938
۱۴۰۴
۲۱۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های داریوش عابدی
رادیوی ترانزیستوری
رادیوی ترانزیستوری
مردی به نام سایه
مردی به نام سایه "انوش با عصبانیت و حیرت به صادقی چشم دوخت. برق نگاه و زنگ صدایش پر از خشم و خشونت شده بود. صادقی دوباره تبدیل به همان کسی شده بود که چهل سال پیش مردم را به درگیری دعوت می‌کرد. انگار پس از چند سال تنهایی و گوشه‌نشینی اجباری، این‌بار با انرژی بیشتری می‌خواست کارهای خشونت‌بار گذشته را تکرار کند." سمیعی، ...
مامور مذاکره
مامور مذاکره آیا مأمور پرونده با گروگان گیرها همکاری می‌کند؟ ‼️ یا متهم را از چنگال گروگان گیرها نجات می‌دهد؟
مشاهده تمام رمان های داریوش عابدی
مجموعه‌ها