«نخستین فرمانروایان زمین» نوشتهی جمال اکرمی جلد اول از مجموعهی «داستانهای ماندگار شاهنامه» است که به اسطورهی پنج فرمانروای پیشدادیان میپردازد. این مجموعه مناسب مخاطبان کودک است و به زبانی ساده و در قالب قصهای کودکانه روایت میشود. نویسنده در این کتاب، نخستین فرمانروایان زمین را براساس شاهنامهی فردوسی به کودکان معرفی میکند. گلبو و بومک دو بچه جغد هستند و در شبی که صدای زوزهی گرگها میآید؛ این خواهر و برادر به بالهای مادرشان پناه میبرند و او برای آنها قصهی نخستین پادشاهان زمین را تعریف میکند. قصهی پادشاهانی که با دیوهای تاریکی جنگیدند، آتش را به ارمغان آوردند، خواندن و نوشتن را گسترش دادند و به یاریشان جهان آباد و روشن شد. اما پایان این داستان، با نام پادشاهی سنگدل یعنی ضحاک گره میخورد. شاهنامه فردوسی یکی از منابع مهمی است که تاریخ اساطیری پیشدادیان را روایت میکند. فردوسی شاهنامه را در دو بخش اساطیری و تاریخی سروده است؛ پیشدادیان و کیانیان در بخش اساطیری و ساسانیان در بخش تاریخی شاهنامه قرار دارند. طبق روایت فردوسی، کیومرث، اولین پادشاه پیشدادی؛ انسانی بود که پوست پلنگ میپوشید و ساکن کوه بود؛ اما بعد از مدتی بر تخت سلطنت نشست. شاهنامه بنیان شهرسازی را به دست کیومرث میداند و شهرهای بلخ، دماوند و استخر را جزو ساختههای او معرفی میکند. وقتی که سیامک پسر کیومرث به دست دیوان کشته میشود، هوشنگ، پسر سیامک، جانشین پدربزرگ میشود و بر تخت شاهی ایران مینشیند. هوشنگ دومین پادشاه پیشدادی است و او را بنیانگذار شوش و بابل میدانند. فردوسی نام هوشنگ را برگرفته از هوش و فرهنگ میداند و همچنین کشف آتش و تولید ابزارآلات آهنی و جنگی را به دورهی او نسبت میدهد. تهمورث به معنی «دلیر» سومین پادشاه پیشدادی با دیوان در مازندران جنگید و آنها را برانداخت؛ او همچنین به مردم سواد خواندن، نوشتن، بافندگی و ریسندگی آموخت. جمشید چهارمین و مهمترین شاه پیشدادی است. جمشید هنگامی که طول روز و شب با هم برابر شد، اول فروردین را «نوروز» نامید و آن را جشن گرفت. در دورهی پادشاهی او انواع سلاحهای آهنی، لباسهایی از نخ پنبهای، پشمی و ابریشمی رواج یافت؛ همچنین در این دوره مواد معدنی استخراج شد و فن پزشکی به درجه اعلای خود رسید. در ساختمانسازی تحولی بزرگ شکل گرفت؛ زیرا دیوان نحوهی ساختن خشت و استفاده از سنگ و گچ برای بنای خانه را به پیشدادیان آموختند و قصرهای باشکوهی برای آنها ساختند. جمشید مردم عصر خود را به چهار طبقه دینداران، ارتشیان، کشاورزان و پیشهوران تقسیم کرد؛ اما کبر و غرور بر جمشید چیره شد و خود را جهانآفرین خواند. بعد از آن مورد قهر اهورمزدا قرار گرفت و ضحاک بر او چیره شد، دخترانش را اسیر کرد و آنها را به زنی گرفت؛ سپس با ظلم و ستم بر مردم، فرزندان آنها را طعمهی مارهای خود کرد. ضحاک فرزندان کاوه آهنگر را نیز قربانی و تغذیه مارهای خود کرد. «نخستین فرمانروایان زمین» با زبانی ساده کودکان را با بخشی از اساطیر ایران آشنا و آنها را علاقمند به داستانهای شاهنامه میکند.