غول غولک مراقبت می کند

(Ghool Ghoolak Moraghebat Mikonad)

غول غولک یک بچه غول بامزه است؛ با لپ های گل گلی و دوتا شاخ کوچولو روی سرش. او مثل همه ی بچه ها، هم کنجکاو است و هم سربه هوا. در این داستان، غول غولک بچه ای به نام گل غولی را که توی کوچه گم شده، به خانه می آورد. حالا او به تنهایی باید شکم گل غولی را سیر کند، لباس های کثیفش را بشوید و او را به توالت ببرد. اما ... نکند خیال دارید همه ی داستان را برایتان تعریف کنم؟ اصلا. این شما و این هم داستان غول غولک.

9786004137850
۱۴۰۰
۲۴ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های جمال اکرمی
غول غولک تشویق می شود
غول غولک تشویق می شود غول غولک یک بچه غول بامزه است؛ با لپ های گل گلی و دوتا شاخ کوچولو روی سرش. او مثل همه ی بچه ها، هم کنجکاو است و هم سربه هوا. در این داستان قرار است غول غولک همراه پدرش برود خانه ی مردم، دزدی کند. اما علاقه اش به نقاشی و بازی با بچه آدم ها باعث می شود ...
دادخواهی در بازارگاه
دادخواهی در بازارگاه من گلبوم هستم بچه جغدی کنجکاو. درست شبی که چنگال‌های هیولایی آهنی می‌خواست خانه‌مان را خراب کند، مادرم داستان مردی ماردوش را برای من و برادر کوچکم، بومک، بازگو کرد که نخستین پادشاه بیدادگر جهان بود. پادشاهی که خروش آهنگر به جان آمده‌ای روزگارش را تیره و تار ساخت و ...
غول غولک بهانه می گیرد
غول غولک بهانه می گیرد غول غولک یک بچه غول بامزه است؛ با لپ های گل گلی و دوتا شاخ کوچولو روی سرش. او مثل همه ی بچه ها، هم کنجکاو است و هم سربه هوا. در این داستان او همراه مامان غول به بازار می رود. غول غولک در بازار هر چه می بیند، می خواهد. از تفنگ آبپاش گرفته تا الوخشکه، پیراهن ورزشی ...
من ، او و گل‌های آفتابگردان
من ، او و گل‌های آفتابگردان رمان من، او و گل‌های آفتابگردان ماجرای دوستی ناپایدار دو دانش‌آموز نوجوان است. سعید اخگری که در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمده، دچار بیماری صرع است. او پس از این که به دست ناظم مورد تنبیه قرار می‌گیرد از مدرسه می‌گریزد و کارش به بیمارستان می‌کشد. سعید میرباقری در تلاش برای بازگرداندن اخگری به مدرسه، با خورشید،‌خواهر اخگری آشنا می‌شود. ...
مشاهده تمام رمان های جمال اکرمی
مجموعه‌ها