اگر چه‌گوارا سیگار نمی‌کشید

(agarche govara sigar nemikeshid)

گل آذین
9786228394176
۱۴۰۴
۲۷۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های حمید حیاتی
نامه‌ای به خورشید
نامه‌ای به خورشید به یاد آورد وقتی آقا بزرگ داشت نامه می‌نوشت، شفق بود و خروس بی‌تابانه می‌خواند. در کوچه صدای پای کسی می‌آمد و اسب در دالان بی‌قراری می‌کرد. آقا بزرک قلم نیش را در دوات کرده بود. پیکی از سوی خورشید برای چاره جویی درباره فاجعه‌ای که احتمال وقوع آن بسیار است نزد آقا بزرگ که شخصیت سیاسی به شمار می‌آید ...
انگار حوریه و رزیدنت همدستی کرده‌اند
انگار حوریه و رزیدنت همدستی کرده‌اند پدرت در حالی که اشک می‌ریزد قالیچه را بلند می‌کند. ماشین اسباب‌بازی‌ات به گوشه‌ای می‌افتد و چرخی که با پوشِ کبریت به میله‌ آهنیِ زیر ماشین سفت ‌و چفت کرده بودی می‌کَنَد و قِل می‌خورد و می‌رود جلوی گربه‌رو می‌افتد. پدرت قالیچه را به مردان حامل تابوت می‌رساند. آن‌ها تابوت را از روی ‌شانه‌های‌شان زمین می‌گذارند تا پدرت قالیچه را ...
انگار ساعت از سرت گذشته است
انگار ساعت از سرت گذشته است رمان انگار ساعت از سرت گذشته است! ادامه موضوعی دو رمان دیگر یعنی انگار به آن طرف خیابان رسیده‌ای! و انگار حوریه و رزیدنت هم‌دستی کرده‌اند! است. در این سه‌گانه که به اختصار نام آن‌ها را «انگارها» می‌گذارم، از مشکلات روانی و هستی‌شناسی فرهاد، شخصیت اصلی این رمان‌ها، آگاه می‌شویم. یکی از مشکلات عدیده فرهاد اضطراب اجتماعی است که در ...
روشنایی روز ادامه تاریکای شب است
روشنایی روز ادامه تاریکای شب است
مشاهده تمام رمان های حمید حیاتی
مجموعه‌ها