روشنایی روز ادامه تاریکای شب است

(Roshanaee rooz)

9786227600513
۱۴۰۰
۱۱۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های حمید حیاتی
انگار حوریه و رزیدنت همدستی کرده‌اند
انگار حوریه و رزیدنت همدستی کرده‌اند پدرت در حالی که اشک می‌ریزد قالیچه را بلند می‌کند. ماشین اسباب‌بازی‌ات به گوشه‌ای می‌افتد و چرخی که با پوشِ کبریت به میله‌ آهنیِ زیر ماشین سفت ‌و چفت کرده بودی می‌کَنَد و قِل می‌خورد و می‌رود جلوی گربه‌رو می‌افتد. پدرت قالیچه را به مردان حامل تابوت می‌رساند. آن‌ها تابوت را از روی ‌شانه‌های‌شان زمین می‌گذارند تا پدرت قالیچه را ...
اگر چه‌گوارا سیگار نمی‌کشید
اگر چه‌گوارا سیگار نمی‌کشید
دلو سی و هفتم
دلو سی و هفتم این کتاب، روایت دختری است که از هفت، هشت سالگی صدای خسته و ناامید مردی را می شنود که از اعماق چاه خانه شان بگوش اش می رسد: مریم مریم! مریم در خیال خود با طلق چراغ ماشینی که در گوشه ی دستشویی خانه است رابطه دارد. طلق چراغ به او می گوید که واقعا نمی داند آن صدا صدای ...
نامه‌ای به خورشید
نامه‌ای به خورشید به یاد آورد وقتی آقا بزرگ داشت نامه می‌نوشت، شفق بود و خروس بی‌تابانه می‌خواند. در کوچه صدای پای کسی می‌آمد و اسب در دالان بی‌قراری می‌کرد. آقا بزرک قلم نیش را در دوات کرده بود. پیکی از سوی خورشید برای چاره جویی درباره فاجعه‌ای که احتمال وقوع آن بسیار است نزد آقا بزرگ که شخصیت سیاسی به شمار می‌آید ...
مشاهده تمام رمان های حمید حیاتی
مجموعه‌ها