همزاد

(The Double)

ترتولیانو ماکسیمو آفونسو، معلم تاریخ یک مدرسه ی راهنمایی است. او، مردی مطلقه، درگیر در رابطه ای تقریبا یک طرفه با یک کارمند بانک، و البته افسرده و مغموم است. روزی یکی از همکارانش به منظور کم کردن افسردگی او، به ترتولیانو پیشنهاد می کند که فیلمی به خصوص را ببیند. اما دیدن این فیلم هیچ تأثیری روی شخصیت اصلی داستان نمی گذارد. یک شب، سر و صداهایی عجیب و غریب او را از خواب بیدار می کند. ترتولیانو به اتاق نشیمن رفته و می بیند که دستگاه پخش ویدیو، در حال پخش دوباره ی همان فیلم است. او که با تعجب و سردرگمی در حال تماشای ویدیو است، مردی دقیقا مشابه خود را می بیند-مردی مشابه با پنج سال قبل ترتولیانو، با سبیل و صورتی پرتر. او تصمیم می گیرد تا به دنبال همزاد خود بگردد، گرچه می داند که تصمیم چندان عاقلانه ای نیست. با مشخص شدن هویت مرد درون فیلم، چیزی که به عنوان داستانی ماجراجویانه و سرگرم کننده شروع شده بود، به تأملی تاریک درباره ی هویت و شاید، مفروضات عجیب و غریب کلون کردن انسان ها تبدیل می شود.

مروارید
9789641914419
۱۴۰۵
۳۴۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
ژوزه ساراماگو
صفحه نویسنده ژوزه ساراماگو
۴۱ رمان ژوزه ساراماگو، رمان‌نویس پرتغالی و برنده نوبل ادبیات، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در آزینیاگا پرتغال به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری، سیاست و تجربه‌های روایی جسورانه شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «کوری»، «همه نام‌ها» و ...
دیگر رمان‌های ژوزه ساراماگو
نقاشی
نقاشی اینکه نویسنده‌ای چنان بدرخشد که آثارش در مدت کوتاهی پس از چاپ نایاب شود، بدون تردید نشان دهنده اوج هنر و آفرینش است و ژوزه ساراماگو به این اوج رسیده است. کتاب نقاشی؛ ماجرایی کوبنده، صریح و تاثیرگذار است. احساسات و عواطف، تخیل و واقعیت، عشق و رویدادهای سیاسی زمینه اصلی این رمان بیادماندنی است.
روشنایی
روشنایی ساراماگو رفت تا زمانی را که در اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50 نوشته بود بیاورد، رمانی که از همان زمان گم شده بود و وقتی برگشت کتاب روشنایی زیر بغلش بود. در واقع یک دسته کاغذ تایپ شده اما کاغذها نه رنگ و رو رفته و زردشده بودند و نه آسیب دیده بودند، گویی زمان برای این کتاب ...
ماریا آنا خوسیفا
ماریا آنا خوسیفا
مرد اسب
مرد اسب صندلی شروع به افتادن کرد، شروع به پایین آمدن، شروع به کج شدن، شروع به سقوط کردن، شروع به باز شدن، ولی نه به معنای واقعی واژه‌ها باز شدن یا باز کردن، به معنای گشودن یا برداشتن بندهاست. خوب، در مورد صندلی نمی‌توان گفت که بند دارد. اگر هم داشته باشد، برای نگه داشتن صندلی شروع به افتادن می‌کنند، و ...
بینایی
بینایی رئیس حوزه انتخاباتی شماره چهارده،‌بعد از این‌که چتر خیس را با خشونت تمام بست و بارانی‌اش که زیاد به دردش نمی‌خورد از تن در آورد، غرولندکنان گفت: هوای بدی برای زمان رای‌گیری است. او مجبور شده بود چهل‌متری فاصله بین محل پارک اتومبیلش تا در ورودی را با عجله طی کند و حالا طوری وارد اتاق شده بود که قلبش ...
مشاهده تمام رمان های ژوزه ساراماگو
مجموعه‌ها