ثریا در اغما

(Soraya in the coma)

ثریا در اغما رمانی است نوشته ی اسماعیل فصیح که به مسئله ی مهاجرت و دوری از وطن می پردازد. جلال آریان ، کارمند شرکت ملی نفت ایران، برادرزاده ای به نام ثریا دارد. ثریا که درسش در فرانسه تمام شده است قصد بازگشت به ایران را دارد اما طی حادثه ای به کما می رود. بعد از این اتفاق جلال از آبادان به فرانسه می رود تا به وضعیت برادرزاده اش رسیدگی کند. در آنجا با کسانی که بعد از انقلاب از ایران خارج شده اند همنشین می شود. ثریا در اغما شرح، توصیف و بیان احساسات و اتفاقاتی که در این وضعیت بر وی می گذرد. همزمان با این اتفاق جنگ ایران و عراق نیز در حال شروع است. اسماعیل فصیح در این اثر با نثری روان و بیانی قدرتمند مسئله ی مهاجرت و دوری از وطن را می شکافد و تشریح می کند. این کتاب از مشهورترین و پرفروشترین آثار اسماعیل فصیح است و تنها در سال انتشار به چاپ چهارم رسید.

ذهن آویز
9789647390774
۱۴۰۵
۳۷۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
اسماعیل فصیح
صفحه نویسنده اسماعیل فصیح
۱۹ رمان اسماعیل فصیح، رمان‌نویس و مترجم ایرانی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به تهران، مهاجرت، عشق، طبقه متوسط و خاطره نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های اسماعیل فصیح
داستان جاوید
داستان جاوید «داستان جاوید» روایت زندگی واقعی یک پسرک از آیین کهن زرتشتی است که در دهه اول قرن و اوج فساد قاجار به وقوع می‌پیوندد. مصیبت و مظلمه‌ای که بر یک انسان با ایمان وارد گردید، بافت اصلی روایت را تشکیل می‌دهد. انعکاس‌های روحی او، و نیروی ایمان او به سنت‌های دیرینه نیاکانش نیز در روایت حفظ گردیده است.
بازگشت به درخونگاه
بازگشت به درخونگاه لئون تولستوی، رمان آناکارنینای خود را با این جمله شروع می‌کند: خانواده‌های خوشبخت به هم شبیه هستند، ولی برعکس، خانواده‌های بدبخت به هیچ‌کس شباهت ندارند جز به خودشان. این لابد قیاس درگیری من تنهاست امسال زمستان در آپارتمان خیابان تکش، با خانواده‌های دوست‌ دوران دبیرستانم دکتر شاپور ایرانفر، بیولوژیست مفلوک در درخونگاه، و علی آریان، نابرادری خودم...
طشت خون
طشت خون
اسیر زمان
اسیر زمان «مادر هم نمیدونست... او برای مادر گمشده و رفته و مرده بود... احتمالا تا اون روز عید فطر که شما به منزل ما آمدید و برای هشدار دادن به ما اون عکس رو نشونش دادید ـ فکر می‌کنم، عکس او را با دکتر اقبال و شاه. از حالتی که توی چشم‌ها و توی رنگ صورت مادر به وجود آمد... ...
پناه بر حافظ (1 حسب حال)
پناه بر حافظ (1 حسب حال) .
مشاهده تمام رمان های اسماعیل فصیح
مجموعه‌ها