جبروت

(Jabaroot)

واژه جبروت یادآور جهان‌ شناسی چند لایه‌ ای در سنت فلسفی‌ـ‌عرفانی اسلامی است: جهانی ورای عالم ماده و عالم ملکوت و رمان جبروت، درست در تناظر با پیشنیه فلسفی این واژه، یک رمان چندلایه و چندصدایی راستین است. جبروت جهان داستانی را پیش روی مخاطبش می‌گشاید که آنقدر لایه لایه و سرشار از ارجاع‌ها به متون و رشته‌ های فکری مختلف است که گویی یک رمان جویسی به زبان فارسی را باید رمزگشایی کنیم. از ارجاع به قانون دوم ترمودینامیک تا روابط قدرت در دنیای سرمایه‌ داری مدرن تا تابلوهای نقاشی معروف، همگی به نحوی شگفت‌ انگیز در این جهان داستانی با هم به‌ سوی مرگ و فراتر از مرگ اشاره می‌ کنند. اما جبروت هم‌ زمان، در بستر تاریخ ادبیات داستانی فارسی، بی‌ درنگ عنوان شاهکار بهرام صادقی، ملکوت را به یاد می‌ آوردو اتفاقا جبروت، در کلیت و هر برگش، گفت و گویی عمیق، فرارونده و تمام ناشدنی با ملکوت صادقی، دیگر داستان‌ های او و البته بوف کور هدایت است. جبروت شاید امتدادی از جهان شخصیت‌ های منقطع و سرگشته ملکوت صادقی باشد،یا شاید جهانی بر فراز آن. هرچه هست، یک جهان داستانی نو، شگفتی‌ انگیز و فلسفی را به صحنه ادبیات داستانی فارسی معرفی می‌ کند.

ثالث
9786223843204
۱۴۰۴
۱۱۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های علیرضا جوانمرد
پیشانی نوشت ها
پیشانی نوشت ها احمد گفت: «باید یک طوری باشد که از هر طرف باد بیاید خاک بریزد توی قبر...» احمد کنار حبیبه نشست و با هم کمی میوه خوردند. احمد پرسید: «تو اول می خوانی؟» حبیبه شانه هایش را بالا انداخت. احمد کف بیابان خوابید عمود به قبله. حبیبه رو به قبله ایستاد. حبیبه زیر لب گفت: «نماز میت می‌خوانم برای ...» و ...
مشاهده تمام رمان های علیرضا جوانمرد
مجموعه‌ها