۱۲ رمان
آگوست استریندبرگ نمایشنامهنویس و نویسنده بزرگ سوئدی است؛ چهرهای ناآرام که تأثیرش بر تئاتر مدرن اروپا عمیق و ماندگار است.
او در استکهلم به دنیا آمد و زندگی شخصی پرتلاطمش با جهان فکری آثارش پیوند خورد؛ از روابط خانوادگی تا بحران ایمان و روان، همه به متن راه یافتند.
نمایشنامههای استریندبرگ اغلب صحنه نبرد قدرت، جنسیت و غرورند. گفتوگوها آرام شروع میشوند و ناگهان به کشمکشی بیامان میرسند.
او در مسیر ناتورالیسم، اکسپرسیونیسم و فرمهای مدرن تئاتر حرکت کرد و از نمایش صرف ...
میس ژولی و 2 نمایشنامه دیگر
...به نظر من مدت زیادی است که هنر تئاتر، به مانند دیگر هنرها، شبیه این نقاشیهای مرکزگرای کتاب مقدسی شده، نقاشیهایی که بیشتر از اینکه متن را محور تصویرسازی کتاب مقدس قرار دهند، خود نقاشی را محور میکردند و توضیحات کمی در حاشیهاش مینوشتند. نمایشنامهنویس به نظرم شبیه به واعظی غیرروحانی است که افکار و اعتقادات زمانه خود را به ...
طوفان تندری
نمایشنامهی «طوفان تندری» از آثار دورهی متأخر آگوست استریندبرگ است که در سال ۱۹۰۷ و در چارچوب نمایشنامههای مجلسی او نوشته شد؛ آثاری که برای «تئاتر صمیمی» استریندبرگ در استکهلم طراحی شده بودند و با صحنهآرایی حداقلی، تمرکز شدید بر روانشناسی و اقتصاد فشردهی گفتوگو شناخته میشوند. «طوفان تندری» درامی کوتاه اما از نظر روانی متراکم است که به فرسایش ...
مارگاک
اولین دیدارمان را یادت میآید؟ تو یک دختر بچه دوست داشتنی بودی. به یک تخته سیاه شبیه بودی که نوشتههای بدخط پدر، مادر و معلمات روی تو حک شده بود. چنان که مجبور بودم همه آنها را پاک کنم و یک متن نو بر رویش بنویسم. متنی متعلق به من که قرار بود روی تمام تخته نوشته شود. خوشحالم که ...
خانه سوخته
"خانه سوخته" نوشته آگوست استریندبرگ اثری برجسته و تحریکآمیز است که به پیچیدگیهای روابط انسانی، هنجارهای اجتماعی و آشفتگیهای روانی فردی میپردازد. استریندبرگ، که به دلیل کاوش در احساسات شدید و بررسی انتقادیاش از قراردادهای اجتماعی شهرت دارد، ترکیب اصلی خود از رئالیسم و اکسپرسیونیسم را به این اثر میآورد و روایتی عمیقا دروننگر و ناراحتکننده خلق میکند. "خانه سوخته" ...
طرد شده
آقای ایگرگ: [خیلی با توجه] شما... کسی را کشتهاید؟
آقای ایکس: بلی، مردی را کشتهام. شاید متاسفید که دست یک آدمکش را فشردهاید؟
آقای ایگرگ: [از ته دل] ببینید جانم، پرت و پلا نگویید!
آقای ایکس: ولی من برای جنایتم مجازات نشدهام!
آقای ایگرگ: [خودمانی و با حالت برتری] چه بهتر برای شما! چهطور خود را از مخمصه به در بردید؟
آقای ایکس: نه اتهامی ...