طوفان تندری

(The Thunderstorm)

نمایشنامه‌ی «طوفان تندری» از آثار دوره‌ی متأخر آگوست استریندبرگ است که در سال ۱۹۰۷ و در چارچوب نمایشنامه‌های مجلسی او نوشته شد؛ آثاری که برای «تئاتر صمیمی» استریندبرگ در استکهلم طراحی شده بودند و با صحنه‌آرایی حداقلی، تمرکز شدید بر روان‌شناسی و اقتصاد فشرده‌ی گفت‌وگو شناخته می‌شوند. «طوفان تندری» درامی کوتاه اما از نظر روانی متراکم است که به فرسایش انسانی، تنش‌های زناشویی و فروپاشی عاطفی در سال‌های پایانی زندگی می‌پردازد و آگاهانه از الگوهای ملودراماتیک و کنش بیرونی پررنگ فاصله می‌گیرد. فضای نمایش معمولا بر زوجی سالخورده متمرکز است که بسیاری از مفسران آن‌ها را بازتابی از وضعیت عاطفی خود استریندبرگ در دوران و پس از ازدواج سومش می‌دانند؛ زوجی که میان خاطرات صمیمیت گذشته و واقعیت سرد بیگانگی اکنون در نوسان‌اند و ناگزیر با پیری، حسرت و زوال تدریجی روبه‌رو می‌شوند. توفان در این نمایش هم‌زمان نقشی عینی و استعاری دارد: رخدادی جوی که بازتاب آشوب روانی و فروپاشی درونی شخصیت‌هاست و القا می‌کند نیروهایی خام، مهارناپذیر و بیرون از اراده‌ی انسان بر سرنوشت عاطفی او حاکم‌اند. استریندبرگ در این اثر، به‌جای پیشبرد داستان از طریق گره‌افکنی و اوج‌گیری نمایشی، تنش را در سکوت‌ها، مکث‌ها و گفت‌وگوهای آکنده از حسرت متمرکز می‌کند؛ جایی که واقع‌گرایی روانی جایگزین سازوکارهای کلاسیک روایت می‌شود. انتخاب آگاهانه‌ی فرم «درام مجلسی» و طراحی برای فضایی کوچک، به حذف دکورهای مفصل و جلوه‌های بیرونی می‌انجامد و رابطه‌ای بی‌واسطه میان بازیگران و تماشاگران برقرار می‌کند؛ وضعیتی که هر کلمه، هر نگاه و هر سکوت را حامل معنا می‌سازد. از نقاط قوت نمایش می‌توان به عمق روان‌شناختی آن، غنای نمادین موتیف توفان و نقش نوآورانه‌اش در شکل‌گیری تئاتر مدرنیستی و اکسپرسیونیستی اشاره کرد، هرچند ساختار درون‌گرایانه و فقدان کنش بیرونی ممکن است برای مخاطبانی که به دنبال قوس روایی کلاسیک‌اند چالش‌برانگیز باشد و پیوند عاطفی اثر با زمینه‌ی شخصی و تاریخی استریندبرگ، آشنایی پیشینی با آن را سودمند سازد. «طوفان تندری» با وجود ایجاز، تصویری فشرده و تأثیرگذار از دغدغه‌های همیشگی استریندبرگ درباره‌ی زندگی درونی انسان، تنش‌های زناشویی، حافظه و تسلیم در برابر تغییرات ناگزیر زندگی ارائه می‌دهد و همچنان نمونه‌ای ماندگار از درام روان‌محور آغاز قرن بیستم به‌شمار می‌آید؛ نمایشی که کشمکش درونی را بر نمایش بیرونی ترجیح می‌دهد و برای خوانندگان و اجراگرانی که به تئاتر صمیمی و مدرنیستی علاقه‌مندند، ارزشی پایدار دارد.

9786228529394
۱۴۰۴
۸۱ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
آگوست استریندبرگ
صفحه نویسنده آگوست استریندبرگ
۱۲ رمان آگوست استریندبرگ نمایشنامه‌نویس و نویسنده بزرگ سوئدی است؛ چهره‌ای ناآرام که تأثیرش بر تئاتر مدرن اروپا عمیق و ماندگار است. او در استکهلم به دنیا آمد و زندگی شخصی پرتلاطمش با جهان فکری آثارش پیوند خورد؛ از روابط خانوادگی تا بحران ایمان و روان، همه به متن راه یافتند. نمایشنامه‌های استریندبرگ اغلب صحنه نبرد قدرت، جنسیت و غرورند. گفت‌وگوها آرام شروع می‌شوند و ناگهان به کشمکشی بی‌امان می‌رسند. او در مسیر ناتورالیسم، اکسپرسیونیسم و فرم‌های مدرن تئاتر حرکت کرد و از نمایش صرف ...
دیگر رمان‌های آگوست استریندبرگ
مارگاک
مارگاک نمایشنامه‌ی «مارگاک» یکی از آثار مهم آگوست استریندبرگ، نویسنده و نمایشنامه‌نویس برجسته‌ی سوئدی است که در ژانر اجتماعی نوشته شده و ترکیبی از سبک واقع‌گرایانه و عناصر اکسپرسیونیستی را در خود جای داده است. این اثر داستان زنی را روایت می‌کند که در برابر محدودیت‌های اجتماعی و باورهای سنتی ایستادگی می‌کند و تلاش دارد هویت فردی و آزادی خود را ...
میس ژولی و 2 نمایش‌نامه دیگر
میس ژولی و 2 نمایش‌نامه دیگر ...به نظر من مدت زیادی است که هنر تئاتر، به ‌مانند دیگر هنرها، شبیه این نقاشی‌های مرکزگرای کتاب مقدسی شده، نقاشی‌هایی که بیشتر از اینکه متن را محور تصویرسازی کتاب مقدس قرار دهند، خود نقاشی را محور می‌کردند و توضیحات کمی در حاشیه‌اش می‌نوشتند. نمایش‌نامه‌نویس به نظرم شبیه به واعظی غیرروحانی است که افکار و اعتقادات زمانه خود را به ...
مارگاک
مارگاک اولین دیدارمان را یادت می‌آید؟ تو یک دختر بچه دوست داشتنی بودی. به یک تخته سیاه شبیه بودی که نوشته‌های بدخط پدر، مادر و معلم‌ات روی تو حک شده بود. چنان که مجبور بودم همه آن‌ها را پاک کنم و یک متن نو بر رویش بنویسم. متنی متعلق به من که قرار بود روی تمام تخته نوشته شود. خوشحالم که ...
جرم داریم تا جرم
جرم داریم تا جرم بالای معبر درختان سرو در گورستان مونپارناس پاریس. عقب صحنه مقبره‌هایی‌ست که روی سنگ آن‌ها نوشته شده «ا کروکس! آوه اسپس اونیکا!» و همچنین بقایای یک آسیای بادی مخروبه و پوشیده از پیچک. زنی خوش‌لباس در برابر گوری آراسته به گل زانو زده و آهسته دعا می‌خواند. ژن گویی در انتظار کسی به این‌سو و آن‌سو قدم می‌زند...
مشاهده تمام رمان های آگوست استریندبرگ
مجموعه‌ها