کتاب «هفت عکس یادگاری، هفت داستان کوتاه» اثری متفاوت به قلم صادق زیباکلام است که در مهرماه سال هزار و چهارصد و چهار آماده شده و او را از قالب همیشگی یک تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی خارج کرده و در مقام یک داستاننویس و خاطرهنگار مینشاند. نویسنده که همواره مقدمه کتابهایش را به تحولات سیاسی و دغدغههای خویش اختصاص میداد، در پیشگفتار این اثر اذعان میکند که نگارش مقدمهای بر یک کتاب داستان برایش تجربهای بدیع و غافلگیرکننده بوده است. این مجموعه دربردارنده داستانهایی با عناوینی چون «میوهفروشی رویان»، «چشمان قرمز ناهید خانم»، «عینک دسته طلا»، «صورت کبود طوبیخانم»، «مجلس یادبود نیکو خانم»، «خواستگاری دخی» و «حاملگی ناخواسته» است. با این حال، به دلیل حجم اندک و کمتر از هشتاد صفحهای این روایتها، با پیشنهاد مدیران انتشارات روزنه، داستان هشتمی با نام «آذری غریب» یا داستان «افضل» نیز به انتهای کتاب افزوده شده است تا اثری جامعتر شکل بگیرد. شاکله اصلی این داستان، تلفیقی جذاب از رویدادهای واقعی و تخیل است. به گفته نویسنده، چهار داستان از این مجموعه ریشه در تجربیات شخصی او دارند؛ از جمله مفصلترین داستان کتاب یعنی «حاملگی ناخواسته» که به دوران کودکی او و ماجرای بارداری مادرش بازمیگردد. سه داستان دیگر نیز کاملا برساخته ذهن نویسنده هستند. اما داستان «افضل» که حدود بیست و پنج سال پیش نوشته شده، حکایتی واقعی و تلخ از یکی از بااستعدادترین دانشجویان او به نام افضل یزدانپناه، از اهالی روستایی میان بناب و مراغه است. افضل در سال هفتاد و نه، درست چند روز پیش از دفاع از رسالهاش در یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داد و این داستان که پیشتر نیز با پیگیری یکی از دوستانش چاپ شده بود، ادای دینی به یاد اوست. لحن کتاب در داستانهای واقعگرایانه، آمیخته به طنزی ظریف و نگاهی خودانتقادی است. نمونه بارز این رویکرد در داستان «میوهفروشی رویان» نمایان میشود؛ روایتی شیرین از یک سفر خانوادگی به ویلای دایی نویسنده در حوالی رویان و نوشهر که با یک سوءتفاهم خندهدار گره میخورد. در این ماجرا، نویسنده در حال سوا کردن میوه است که زنی میانسال مکررا برای برداشتن میوههایی چون پرتقال و توتفرنگی از او اجازه میگیرد. راوی که میپندارد زن او را با کارگر مغازه اشتباه گرفته، کلافه میشود و از او میخواهد هر چه میخواهد بردارد و دیگر نپرسد. نقطه اوج ماجرا در پای صندوق رقم میخورد؛ جایی که نویسنده درمییابد آن زن غریبه، خریدهای خود را به حساب او گذاشته و زیباکلام مجبور میشود هزینه هر دو سبد خرید را بپردازد. شاهکار داستان زمانی است که همسر نویسنده با تعجب از او میپرسد آن زن کیست که او اینهمه میوه برایش خریده است. در نهایت، این مجموعه، اثری خوشخوان است که به گفته ویراستارش، خواننده پس از مطالعه آن حسرت میخورد که چرا کتاب به این زودی به پایان میرسد.