۱۰ رمان
داوود امیریان نویسنده ایرانی ادبیات دفاع مقدس و نوجوان است؛ با روایتهای طنزآمیز و انسانی از جنگ و نوجوانی شناخته میشود.
او با کرمان، ایران پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده میشود.
آثار او جنگ را فقط از زاویه شعار و حماسه رسمی نمیبینند؛ آدمهای کوچک، ترسها و شوخیها هم در متن حضور دارند.
امیریان از طنز برای نزدیک کردن تجربه دشوار جنگ به خواننده جوان استفاده میکند.
او در ادبیات نوجوان ایران سهمی ...
گردان قاطرچیها
میگن توی جهنم مار غاشیه چنان بلایی سراهالی نامحترم اون جا میآره که ملت از دستش به عقبهای جرار پناه میبرند. ما هم داریم از دست سیاوش تبریزی به این سرنوشت شوم دچار میشیم! یک ذره بچهاس! اما کل گردان از دستش بیچاره و عاجز شدن. فوق فوقاش 14 سالشه. گیرم خودش ادعا میکنه هفده سالشه، هم من و هم ...
کودکستان آقا مرسل
رزمندگان گردان بلال در دستهها و گروهانهای مختلف با نظم و ترتیب میدویدند. دستها روی سینه و گامها به اندازه برداشته میشد. خورشید کمکم از پس کوههای مشرق در حال طلوع بود و نور درخشان و طلاییاش مثل نیزههای درخشان در آسمان رها میشد. پرندگان سحرخیز پرصدا در آسمان قیقاج میرفتند. بوی خوش گل و سبزه در تپههای سرسبز و ...
خداحافظ کرخه
ـ برادر! برادر! بلند شو، نمازت قضا میشهآ!
از خواب پریدم. امدادگری بالای سرم مرا صدا میکرد. پرسیدم:‹‹ اینجا کجاست؟››
ـ اینجا سنگر بهداریه. دیشب که خوابت برد، دیدم خستهای بیدارت نکردم. اما حالا نمازت داره قضا میشه.
کودکستان آقا مرسل
رزمندگان گردان بلال در دستهها و گروهانهای مختلف با نظم و ترتیب میدویدند. دستها روی سینه و گامها به اندازه برداشته میشد. خورشید کمکم از پس کوههای مشرق در حال طلوع بود و نور درخشان و طلاییاش مثل نیزههای درخشان در آسمان رها میشد. پرندگان سحرخیز پرصدا در آسمان قیقاج میرفتند. بوی خوش گل و سبزه در تپههای سرسبز و ...