تاریخ ماریخ مستطاب عینک

(History of glasses)

عینک پنسی، عینک ته‌استکانی، عینک دسته‌شاخی، عینک لاکی، عینک دندر و عینک چی چی و پیچی... نه، این آخری واقعا اسم عینک نیست، اما خبر داشتی که در روزگار پادشاهان ساسانی، یعنی ۲۵۰۰ سال پیش، همین مردم ایران عینکی اختراع کرده بودند که به پدربزرگ‌های مبتلا به پیرچشمی برای بهتر دیدن، کمک می‌کرد؟ یعنی پدربزرگ شما عینک مخصوص ندارد؟ حالا شاید این عینک مخصوص مثل آن عینک سواران شاهسون که از موی اسب بافته می­شد عجیب‌وغریب نباشد، اما بالاخره حتما برای خودش عینک مهمی است. اصلا خیلی از آدم‌های مهم ایران عینکی بوده‌­اند. نگو که عینک تیره‌ی عباس کیارستمی را توی عکس­ها ندیده­ای یا همین عینک گرد صادق هدایت، عینک سید جمال اسدآبادی، عینک ناصرالدین‌شاه و خیلی عینک­های دیگر؛ عینک‌هایی که اسمشان توی این کتاب آمده و بخشی از تاریخ ایران را از پشت شیشه­هایشان تماشا کرده‌اند و حتی تغییر داده‌­اند. در کتاب تاریخ مستطاب عینک با همه‌جور عینکی آشنا خواهی شد؛ یعنی هر چیزی که بخواهی درباره‌ی عینک بدانی توی این کتاب آمده است.

هوپا
9786222046866
۱۴۰۴
۱۲۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده شرمین نادری
۱۰ رمان شرمین نادری نویسنده ایرانی است و نامش بیشتر در حوزه ادبیات کودک و نوجوان دیده می‌شود. اطلاعات عمومی قابل اتکا درباره زندگی شخصی او محدود است؛ پس تاریخ و جزئیات دقیق بدون سند وارد پروفایل نشده است. کار او در فضایی قرار می‌گیرد که برای خواننده کم‌سن، قصه باید هم روان باشد و هم به تجربه‌های نزدیک زندگی وصل شود. در ادبیات کودک، زبان ساده زمانی ارزش دارد که کودک را جدی بگیرد و دنیای او را کوچک‌تر از واقعیت نشان ندهد. نادری از ...
دیگر رمان‌های شرمین نادری
بعد از خواندن پاره نکردیم
بعد از خواندن پاره نکردیم در گذرگاه شب و روزت اگر خار و خسی است، با دو انگشت کرامت بر کن و آزاد باش. بعد از خواندن پاره نکردیم قصه زندگی زنی از خلال نامه‌هایش است. نامه‌هایی صدساله که هنگام تخریب یک ساختمان قدیمی در یک چمدان پیدا شدند. قصه رباب دیده‌بان، زنی ساده و معمولی که در روشنایی شعله تنها چراغ خانه می‌نشست و ...
ماه‌گرفته‌ها
ماه‌گرفته‌ها «صدای جیغ مه‌جیبن که توی حیاط پیچید، عکس خاکستری توی آینه محو شده بود و جایش را به زنگار و غبار سالیان داده بود و همین هم بود که خانم سروری و مه‌لقا هرچه نشستند، توی آینه چیزی ندیدند و آن‌قدر اشک ریختند و بچه را صدا زدند که محمدخان دستور داد روحی آینه پارچه بکشند و بگذارندش توی اتاق ...
قصه‌های نوه خانجون
قصه‌های نوه خانجون خاطرمه که قدرتی خدا برف حیاط خانجون رو سفیدپوش کرده بود و در خونه رو از زیادی برف نمی‌شد باز کرد، صدای یا الله گفتن بلدیه‌چی‌ها و فراش‌ها کوچه خواب‌آلود ما را بیدار کرد. بعد هم دیدیم جل‌الخالق، چه جوری با پارو جارو افتادن به جون یخ‌های قدیمی و نمی‌دونم با شن و نمک چه طلسمی انداختن که کوچه‌ای که ...
حسین ملک (جلد سخت)
حسین ملک (جلد سخت) «حسین ملک» یکی دیگر از جلد‌های مجموعه‌ی «دست‌های کوچک، آرزوهای بزرگ» است. این مجموعه با هدف آشنا کردن بچه‌ها با مشاهیر بزرگ، نوشته شده است. در هر جلد از این مجموعه، بچه‌ها به شکل داستانی، با زندگی یکی از افراد معروف آشنا می‌شوند، افرادی چون «اردشیر محصص»، «هوشنگ سیحون»، «عباس کیارستمی»، «ایران درودی»، «مریم میرزاخانی» و ... در کتاب «حسین ...
مشاهده تمام رمان های شرمین نادری
مجموعه‌ها