بعد از خواندن پاره نکردیم

در گذرگاه شب و روزت اگر خار و خسی است، با دو انگشت کرامت بر کن و آزاد باش. بعد از خواندن پاره نکردیم قصه زندگی زنی از خلال نامه‌هایش است. نامه‌هایی صدساله که هنگام تخریب یک ساختمان قدیمی در یک چمدان پیدا شدند. قصه رباب دیده‌بان، زنی ساده و معمولی که در روشنایی شعله تنها چراغ خانه می‌نشست و برای خودش، برای من و برای تو می‌نوشت و بخش مهمی از تاریخ ایران را بازمی‌گفت؛ بخشی که در پستوها، نامه‌ها و چمدان‌های چرمی قدیمی و توی زیرزمین‌های خاک‌گرفته خانه‌های کلنگی گم شده بود. قصه خودش و تمام زنانی را که برای اولین بار، بی‌خجالت و ترس از عشق و درد و حتی خشمشان حرف زدند، زنانی که دندان روی هم فشردند، از پله‌های مرمری ساختمان تلگرافخانه بالا رفتند، در اتاق‌های دلگیر روسای بی‌حوصله را باز کردند و روشن و سربلند وارد شدند و به قول پدر رباب حتی کاری مردانه کردند؛ اما همیشه زن بودند، عاشق بودند و عاشق ماندند.

9786228233390
۱۴۰۵
۲۰۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده شرمین نادری
۱۰ رمان شرمین نادری نویسنده ایرانی است و نامش بیشتر در حوزه ادبیات کودک و نوجوان دیده می‌شود. اطلاعات عمومی قابل اتکا درباره زندگی شخصی او محدود است؛ پس تاریخ و جزئیات دقیق بدون سند وارد پروفایل نشده است. کار او در فضایی قرار می‌گیرد که برای خواننده کم‌سن، قصه باید هم روان باشد و هم به تجربه‌های نزدیک زندگی وصل شود. در ادبیات کودک، زبان ساده زمانی ارزش دارد که کودک را جدی بگیرد و دنیای او را کوچک‌تر از واقعیت نشان ندهد. نادری از ...
دیگر رمان‌های شرمین نادری
خانجون و بوی ریحون
خانجون و بوی ریحون آلبالو پلوی خانجون. محض عاشق‌های عصبانی و بار خاطری عاشق‌های اخمو و همسران بدخلق... مواد لازم: برنج خیسانده 6 استکان، آلبالوی خوشگل دم گرفته و شکم خالی 4 استکان، شکر 3 ـ 4 استکان، زعفرون ساییده و دم کرده: نصفه استکان، روغن: نه زیاد و نه کم، نمک به مقدار کفایت، دارچین و خلال نارنج برای تزئینش، مرغ یا خروس برای ...
تاریخ ماریخ مستطاب ساعت
تاریخ ماریخ مستطاب ساعت «تاریخ ماریخ مستطاب ساعت» کتابی نوشته شرمین نادری، نویسنده ایرانی است. این اثر در دسته ادبیات داستانی بلند با موضوع کودکان و نوجوانان قرار می گیرد. «تاریخ ماریخ مستطاب» مجموعه ای چهار جلدی است که در جلد یک به داستان «کلاه»، در جلد دوم به موضوع «کفش»، در جلد سوم به داستان «سبیل» و در جلد چهارم خود به موضوع ...
زار
زار می‌روم می‌نشینم جلوی میز و یک تکه نان خشک و نازک برمی‌دارم و آهسته می‌زنمش توی شیره خرما، سیاه و خیس می‌شود، عین شب دریا و بوی خرما می‌دهد عین روز جزیره، بعد لقمه را بلند می‌کنم و می‌گذارم روی لبم که دهنم گس و شیرین می‌شود و باز یادم می‌افتد به طعم خرما وارده رازقی، به بوی ماهی و ...
خانجون و خواب شمرون
خانجون و خواب شمرون شب وقتی دل‌شکسته و دماغ سوخته،‌ گوش تا گوش تو پشت بوم، زیر آسمون ردیف شدیم و صدای مخملی دایی که پای شیر می‌خوند،‌ گوشمون رو نوازش کرد و مهتاب مثل یک تصنیف اومد که شب رو قشنگ‌تر کنه، یه دفعه دیدیم یه فانوس عین ستاره‌ای که تو دل شب برق می‌زنه،‌ از بیخ گوشمون بالا رفت و صدای خنده ...
مشاهده تمام رمان های شرمین نادری
مجموعه‌ها