سمت روشن زندگی

(bright side of life)

کتاب «سمت روشن زندگی» نوشته‌ی مصطفی مستور مجموعه‌ای از یادداشت‌ها، جملات کوتاه و تأملات شخصی است که در آن نویسنده به پرسش‌ها و احساسات روزمره‌ی انسان می‌پردازد. موضوعات اصلی کتاب حول محورهایی مانند عشق، رنج، ایمان، امید، تنهایی و جست‌وجوی معنا در زندگی می‌چرخند. این نوشته‌ها به‌صورت منسجم یا داستان‌محور نیستند، بلکه مجموعه‌ای از اندیشه‌ها و تأملات پراکنده‌اند که گاهی به شکل جمله‌ای ساده و گاهی در قالب پاراگرافی کوتاه بیان می‌شوند. در بخش‌های مختلف کتاب مستور به این مسئله می‌پردازد که چگونه انسان می‌تواند در دل سختی‌ها و ناامیدی‌ها به جنبه‌های روشن زندگی نگاه کند. او رنج را بخشی جدایی‌ناپذیر از زیستن می‌داند، اما در کنار آن از لحظه‌های کوتاه آرامش، عشق، ایمان و مهربانی سخن می‌گوید. نگاه او فلسفی نیست به معنای دانشگاهی، بلکه برآمده از تجربه‌ی زیسته و مشاهده‌ی زندگی روزمره است. نویسنده در این مجموعه از زبان ساده و بی‌واسطه استفاده کرده و در بیشتر بخش‌ها لحن او شبیه گفت‌وگو با خواننده است. او از پیچیدگی زبانی یا ساختارهای روایی دوری می‌کند و بیشتر سعی دارد احساسی مشترک را منتقل کند؛ همین ویژگی باعث می‌شود متن‌ها حالتی شخصی و درون‌نگر پیدا کنند؛ شبیه یادداشت‌هایی که نویسنده برای خودش نوشته اما حالا با دیگران به اشتراک می‌گذارد. در مجموع «سمت روشن زندگی» مجموعه‌ای از نوشته‌ها درباره‌ی دیدن و درک دوباره‌ی لحظه‌های معمولی زندگی است؛ نگاهی به رنج و امید در کنار هم. کتاب تلاشی است برای بیان تجربه‌ی انسانی بدون روایت یا قهرمان، جایی که نویسنده از خلال جمله‌های کوتاه و آرام، به پرسش‌هایی درباره‌ی بودن، معنا و ایمان نزدیک می‌شود.

چشمه
9786220110613
۱۴۰۴
۱۷۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
مصطفی مستور
صفحه نویسنده مصطفی مستور
۲۲ رمان مصطفی مستور، نویسنده و مترجم ایرانی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به ایمان، تنهایی، عشق، شک و زندگی شهری نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های مصطفی مستور
حکایت عشقی بی‌قاف بی‌شین بی‌نقطه
حکایت عشقی بی‌قاف بی‌شین بی‌نقطه دیشب توی پله‌های خونه لیز خوردم. بس که تند تند می‌رفتم بالا. زانوم زخمی شد. قوزک پام خراش برداشت. مادرم گفت:((حواست کجاست، دختر؟)) شب، قبل از خواب توی رختخواب مثل بچه‌ها بغض کردم و تا دیر وقت گریه کردم. به خاطر زانوم نبود. به خاطر قوزک پام نبود. تسمه کفشم پاره شده بود.
زیر نور کم (مجموعه کامل داستان‌های کوتاه 1371 تا 1395) مجموعه داستان
زیر نور کم (مجموعه کامل داستان‌های کوتاه 1371 تا 1395) مجموعه داستان حالا که به این چهل و چهار داستان کوتاه نگاه می‏کنم، احساس می‏کنم هر کدام از آن‏ها عکس‏های واضحی هستند از کیفیت روح نویسنده در روزهایی که آن‏ها را نوشته است. اگر جسمانیت ما را دوربین‏های عکاسی زیر نور کافی به تصویر می‏کشند، باری ابزار عکاسی روح، به گمانم، کلمات است. بدین‏گونه، این مجموعه در نگاه من، آلبوم عکسی است ...
تهران در بعدازظهر
تهران در بعدازظهر درست مثل این بود که بر لبه چاه عمیقی بایستی و بعد لحظه‌ای زل بزنی به اعماق ناپیدای چاه و ناگهان بی‌هوا سر بخوری و سقوط کنی توی آن. این دقیقا همان چیزی بود که بعد‌ازظهر چهارشنبه هفدهم دی‌ ماه هزار و سیصد هشتاد و پنج برای من اتفاق افتاد و من با سر سقوط کردم توی چاه عمیقی، توی ...
استخوان خوک و دست‌های جذامی
استخوان خوک و دست‌های جذامی اون پایین دارید چه کار می‌کنید؟ با شما هستم! با شما عوضی‌ها که عینهو کرم دارید تو هم می‌لولید. چی خیال کردید؟ همه‌تون، از وکیل و وزیر گرفته تا سپور و آشپز و پروفسور، آخرش می‌شید دو عدد. خیلی که هنر کنید، خیلی که خبر مرگ‌تون به خودتون برسید، فاصله دو عددتون می‌شه صد. صدام را می‌شنفید؟ می‌شید یه پیرمرد ...
من دانای کل هستم
من دانای کل هستم وقتی پدر الیاس مرد چه خبر ناگهانی‌ای بود. انگار هزار نفر مرده بود. کسی نمی‌مرد آن روزها، انگار. فقط پدر الیاس مرد. بس که پیر بود. انگار نباید می‌مرد. وقتی غلام‌سگی طوبا را بی‌سیرت کرد چه کار زشتی کرد غلام. انگار هزار دختر را. روزنامه‌ها انگار خبر نداشتند چاپ کنند، خبر غلام را چاپ کردند. و ما انگار بلیت بخت‌آزمایی ...
مشاهده تمام رمان های مصطفی مستور
مجموعه‌ها