سوز سفید

(sooze sefid)

کودکی ما با رمان بزرگ ملویل گذشته است؛ با نسخه‌های تلخیص شده، اقتباس‌های سینمایی، تلویزیونی و کارتونی‌اش. ماجرای آنکه می‌خواست اسماعیل صدایش کنیم و کاپیتان ایهب که سرنوشت را می‌ساخت. این‌ها با نسل‌های بسیاری مانده و نهنگ سفید از اذهان‌شان دور نشده و برابر چشمان‌شان در حرکت است. علی چنگیزی با «سوز سفید» دریای آبی موبی‌دیک را به سفیدی برف‌های کوهستان پیوند داده و شخصیت‌هایش در جست‌وجویی که گویی تمام‎نشدنی‌ست، فقط می‌خواهند با آن موجودیتی روبرو شوند که نمی‌دانند چیست ولی می‌دانند که مهیب است و درنده‌خو. سوز سفید حکایت همه‌ی ترس‌ها و افسون‌های برآمده از دل اعصار است که با اسطوره و افسانه به گونه‌ای عجین است که گویی واقعیت هیچ نیست جز تاریخ اسطوره، دروغ و عصیان، هراس و خون‌. رمان کوتاه چنگیزی، جست‌وجویی‌ست میان زنده‌ها و مرده‌ها که انگار معلوم نیست چه کسانی در پی چه کسانی هستند و فقط خون و قرمزی مانده بر سفیدی‌ست که پاسخ است و همه‌ی این‌ها در سوزی سفید در دل طبیعتی قهار و بی‌رحم گرد هم آمده‌اند.

چشمه
9786220108184
۱۴۰۳
۱۳۷ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
علی چنگیزی
صفحه نویسنده علی چنگیزی
۷ رمان علی چنگیزی داستان‌نویس ایرانی است؛ از نویسندگان معاصر است و با رمان‌ها و داستان‌هایی در فضای اجتماعی و اقلیمی شناخته می‌شود. او با ایران پیوند دارد و همین زمینه در نگاه و جهان آثارش رد پیدا کرده است. آثار او اغلب به آدم‌هایی در وضعیت‌های خشن، ناپایدار یا دور از مرکز توجه شهری می‌پردازند. چنگیزی نثری روایی و فضاپرداز دارد؛ موقعیت و اقلیم در داستان‌هایش نقش فعالی بازی می‌کنند. او به تنوع جغرافیایی و لحن‌های متفاوت در داستان امروز ایران کمک کرده است. برای مخاطب ...
دیگر رمان‌های علی چنگیزی
کاج‌های مورب
کاج‌های مورب اصلا همین پسره من رو به این فکر انداخت که برم و زنم رو پیدا کنم. روز اول که پسره رو دیدم نشسته بود جلو نونوایی شاطر علی. خودم هم نشسته بودم جلو همون نونوایی و نون می‌خوردم و می‌دیدم چطور یارو شاطره تعمت خدا رو می‌چپونه تو پلاستیک زباله و می‌ذاره کنار خیابون. پسره هم همین‌جور نشسته بود رو ...
همیشه راهی برای رفتن هست
همیشه راهی برای رفتن هست کتاب *«همیشه راهی برای رفتن هست»* نوشتهٔ علی چنگیزی، مجموعه‌ای از پنج داستان کوتاه است که در سال ۱۴۰۳ توسط نشر چشمه و در قالب مجموعهٔ «جهان تازهٔ داستان» منتشر شده است. این کتاب با نثری موجز و شاعرانه، خواننده را به دل تجربه‌های انسانی فقدان و تنهایی می‌برد. فقدانی که گاه شخصی است، گاه جمعی، اما در همهٔ داستان‌ها ...
پرسه زیر درختان تاغ
پرسه زیر درختان تاغ می‌گویم: «گور بابای اداره. هر چه‌قدر پول بدهند آش می‌خورند. بی‌مایه که نمی‌‌شود. تو هم اگر من نبودم و آمدند همین‌ها را بهشان بگو و ردشان کن بروند.» «پس این‌ها را مرخص کنم بروند.» کارگرها را می‌‌گوید. یک حبه قند را گوشه لپم می‌گذارم. ملچ و مولوچ می‌کنم. چای را فوت می‌کنم. یک قلپ چای می‌خورم. به کارگرها نگاه هم نمی‌اندازم. دوست ...
بزهایی از بلور
بزهایی از بلور شب روی شهر افتاده بود. آسمان بالاسر شهر آویزان بود، پفکی و پرچین و چروک؛ مثل شکم پیرزن‌ها. صدای ناجور موتور ماشین سکوت کوچه را شکست. دورتادور کوچه، باغ بود و باغ‌ها پر از درخت‌های انار: شاخه‌های قناس و کج‌و‌کوله انار از روی دیوارهای کوتاه کوچه بیرون افتاده بود: انگار دست خشک اسکلتی رو به آسمان که سیاه می‌زد. سمند ...
مشاهده تمام رمان های علی چنگیزی
مجموعه‌ها