«چهرهی پنهان عشق» نوشتهی سیامک گلشیری روایت یک شبانهروز از زندگی پسری ثروتمند است که رابطهاش با نامزدش دچار تنش شده. او در مرز خواب و بیداری شاهد اتفاقاتی عجیب است. پیام سپهری شخصیت اصلی داستان میخواهد برای دور شدن از فضای عصبی زندگیاش چند روزی به شمال برود. او با زوج سرایدارش در خانهای بزرگ زندگی میکند و پس از دلخوری از دست نامزدش رعنا تصمیم دارد برای مدتی به شمال برود، ولی ناگهان دو مأمور آگاهی وارد خانه میشوند و شروع به تفتیش آنجا میکنند. دعوای سرایدارش سهراب و گلمریم همسر او، فضا را پرتنش میکند. ورود دو مامور آگاهی برای پیدا کردن مواد مخدر و دعواهای خانوادهی¬ گلمریم به¬خاطر زن گرفتن سهراب، فضا را برای پیام غیرقابل تحمل میکند. وضعیت شخصیت اصلی، لحظه به لحظه وخیم¬تر میشود. اما، ضربهی¬ اصلی زمانی است که معلوم میشود دو مامور، دزد بودهاند. پیام با نامزدش رغنا دچار مشکل شده. او در مهمانی گمان میکند رعنا با پسر دیگری در ارتباط است. به همین خاطر ناگهان مهمانی را رها میکند و به خانه برمیگردد. او حاضر نیست پاسخ رعنا را بدهد و میخواهد مدتی به سفر برود. داستان از ذهن پیام روایت میشود و وضعیتی کابوسوار را نشان میدهد که انگار در مرز بین خواب و بیداری رخ میدهد. پیام با زنگ تلفن از خواب بیدار میشود، ولی بلافاصله خوابش میبرد. دوباره با زنگ تلفن بیدار میشود. این رفتوبرگشت بین خوابوبیداری چند بار تکرار میشود، بهطوریکه از جایی به بعد خواننده حس میکند که مرز بین بیداری و رویا از بین رفته است. این وضعیت باعث میشود پیام بکوشد تا به شکل دیگری به گذشتهاش نگاه کند. او دچار تردید میشود که آیا واقعا آدمهای اطرافش را میشناسد؟ آیا رعنا به او خیانت میکند یا تصورش اشتباه است؟ زندگی سهراب و گلمریم، به زندگی رعنا و پیام شبیه است. هر دو وقتی جوان¬تر بودهاند، به فردی علاقه داشتهاند. در طول داستان، خواننده گمان میکند که سهراب به همسرش خیانت کرده و به سراغ عشق اول زندگیاش رفته است. در پایان نیز، رعنا و پیام رابطه¬ خود را تمام میکنند. اما، نویسنده همچنان به خواننده¬ خود به¬طور غیرمستقیم میگوید که دوباره به عقب برگردد و براساس سیر زندگی سهراب و گلمریم، آیندهی دو شخصیت دیگر را نیز پیش¬بینی کند. «چهرهی پنهان عشق» رمانی خواندنی با زبان و داستان به ¬ظاهر ساده است اما خواننده باید بارها به عقب برگردد و در میان واژه¬ها به دنبال جواب¬های پنهان بگردد و از کشفهایی که میکند، لذت ببرد.