نشان کرده

(bookmarked)

رمان «نشان کرده» اثر بلقیس سلیمانی به شکلی عمیق به تأثیرات جنگ بر زندگی زنان و خانواده‌ها می‌پردازد. با محوریت زندگی زنی که در انتظار معشوق خود از جنگ به سر می‌برد، داستانی از عشق، فقدان، و تأثیرات اجتماعی و روانی جنگ بر افراد روایت می‌شود. داستان «نشان کرده» زندگی زنی را به تصویر می‌کشد که با رنج و اندوه ناشی از بی‌خبری از معشوق خود که به جنگ رفته است، دست‌وپنجه نرم می‌کند. این رمان کوتاه به بررسی ابعاد مختلف زندگی کسانی می‌پردازد که عزیزانشان در جنگ حضور داشته یا از دست رفته‌اند. محور اصلی داستان بر احساس انتظار و گسست‌هایی است که جنگ بر زندگی این زن و اطرافیانش تحمیل کرده است. بلقیس سلیمانی در این اثر با نثری روان و شاعرانه، عمق احساسات و تجربیات انسانی را به تصویر می‌کشد. شخصیت‌ها چندبعدی و واقعی هستند و خواننده به راحتی با دنیای درونی آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند. «نشان کرده» اثری است که با محوریت عشق، فقدان، و تأثیرات جنگ، خواننده را به تفکر و همدلی عمیق با شخصیت‌ها و دنیای آن‌ها دعوت می‌کند.

چشمه
9786220112167
۱۴۰۴
۱۵۷ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده بلقیس سلیمانی
۱۷ رمان بلقیس سلیمانی، نویسنده و منتقد ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به زن، جامعه، سیاست، خانواده و زیست شهرستانی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا زمینه‌های ...
دیگر رمان‌های بلقیس سلیمانی
بازی آخر بانو
بازی آخر بانو دستش گرم بود، در را که بست بازی را شروع کردم، همان جا توی هال روی زمین نشستم و چادر سفید را تا روی ابروهایم کشیدم. به خانه بخت خوش آمدی. چیزی نگفتم و به اطراف نگاه کردم، خانه بزرگی بود، ظاهرا سه اتاق خواب داشت. خانم دکتر محمد جانی هم استاد فلسفه است و هم اهل داستان. این زن مرموز ...
روز خرگوش
روز خرگوش در پس و پشت ذهنم از لحظه‌ای که وارد شده‌ام مقایسه ایرج و او شروع شده. و عجب اینکه شباهت‌ها بیش از تفاوت‌هاست. اگر ایرج هم بود همین کار را می‌کرد و احتمالا این نمایش رنجیدگی خاطر را با پرتاب یک حبه قند به دهانش تمام می‌کرد و لبخند می‌زد. بهرام سربلند می‌کند و می‌پرسد:‹‹ گرمه، نه؟›› و نگاه می‌کند ...
من از گورانی‌ها می‌ترسم
من از گورانی‌ها می‌ترسم چی می‌شد اگر دعوتش را قبول می‌کردم و یک روز صبح، صبحانه را با او می‌خوردم؟ چرا نباید این کار را بکنم؟ از چی می‌ترسم؟ چرا این ترس لعنتی ولم نمی‌کند؟ مگر نه این‌که حالا آزادم؟ مگر نه این‌که حالا برای بهداشت اخلاقی جامعه خطری ندارم؟ از اول هم خطری نداشتم. زن‌های زشت، زن‌های معمولی، هیچ‌وقت برای جامعه خطر ندارند. ...
بازی عروس و داماد
بازی عروس و داماد بلقیس سلیمانی، نویسنده‌ای است که داستان‌نویسی‌اش را دیر شروع کرده، اما تبدیل شد به یکی از چهره‌های ادبی مهم همین سال‌های پراتفاق حاشیه‌ای که در آن‌ها نفس می‌کشیم. خانم سلیمانی در چهارمین دهه عمرش آنقدر به مرگ و شوخی‌های آن فکر می‌کند که گاهی آدم را به این گمان می‌اندازد، در زندگی‌اش چقدر با ابعاد آن برخورد داشته است. خانم ...
شب طاهره
شب طاهره این 2 روز طاهره احمد را فراوان دیده، اما یک کلمه حرف بینشان رد و بدل نشده، و از آن بدتر یک‌بار هم نگاهشان به هم گره نخورده است. فقط یک‌بار احمد او را صدازده و از او خواسته ملحفه تازه برای پدرش بیاورد. برده. احمد آن‌ها را گرفته، اما یک تشکر خشک و خالی هم نکرده. او هم فقط ...
مشاهده تمام رمان های بلقیس سلیمانی
مجموعه‌ها