تابان مرزآسمان

(Shining border of the sky)

«تابان، مرز آسمان» نوشته‌ی شیوا مقانلو کتاب سوم از مجموعه رمان‌های تابان است. دو کتاب دیگر این مجموعه «اسرار عمارت تابان» و «تابان، برج استخوان» هستند. شخصیت اصلی این رمان‌ها تابان رودکی است. در این سه رمان این شخصیت به سفری پر رمز و راز می‌رود که در آن اتفاقاتی عجیب رخ می‌دهد. شخصیت اصلی به کاوش در یک مکان قدیمی می‌پردازد. اما این سفر و کاوش در زمان حالا به کاوش و سفر در زمان می‌انجامد. در رمان «اسرار عمارت تابان» تابان ناگهان خودش را در دل ماجرایی می‌بیند که یک سرش به قرن هفتم و شب حمله‌ی مغول می‌رسد و یک سرش به ماجرای خان‌ و رعیتی در نیم قرن پیش. در رمان «تابان، برج استخوان» نیز تابان رودکی وارد مارپیچی از اسرار پنهانی و رازهای سربه‌مهر مخوفی می‌شود که همگی در وقایع تاریخی و باستانی ریشه دارند. «تابان، مرز آسمان» نیز فضایی نزدیک و شبیه به دو رمان دیگر این مجموعه دارد؛ فضایی معمایی - جنایی و رازآلود. شیوا مقانلو در این سه رمان در قالب داستانی معمایی، حادثه‌ای و پررمز و راز، بخش‌هایی مهم اما کمتر دیده‌شده‌ای از فرهنگ و تاریخ و جغرافیای کشورمان را روایت می‌کند. او شخصیت‌ها و وقایع تخیلی را در مکان‌های باستانی و تاریخی واقعی و فضایی رازآلود و معمایی خلق می‌کند و خواننده را همراه با شخصیت تابان به سفری دور و دراز در زمان و مکان می‌برد. این بار در رمان «تابان، مرز آسمان» دکتر تابان رودکی، باستان‌شناس جوان و صاحب اعتبار، گرفتار ماجرا و رازی است که نه تنها اعتبار، بلکه جان او را هم تهدید می‌کند. دو تابلوی مینیاتور نفیس و قدیمی از موزه‌ای دزدیده می‌شوند. تابان برای برگرداندن این تابلوهای ارزشمند و اعتبار خودش، عازم سفری پرماجرا به صومعه‌ی باستانی سنت استپانوس در جلفای آذربایجان شرقی می‌شود. قطعه‌ای از این پازل در تپه‌های مرموز یری، اردبیل، است؛ قطعه‌ای در تهران و قطعه‌ای در نیشابور. داستان در زمان حال رخ می‌دهد اما ریشه‌ی این معما به دوران صفویه و شاهزاده‌ای گمنام برمی‌گردد. مقانلو در این رمان‌ها کوشیده است تا روایتی جذاب، پرتعلیق و پرحادثه روایت کند تا همه‌ی مخاطبان با داستان ارتباط برقرار کنند و از خواندن آن لذت ببرند. او ضمن روایت تصویری و جزیی‌نگر و طرح مسائل و مضمون‌های جدی در دام پیچیده‌گویی‌های غیرضروری نیفتاده است و لذت بردن خواننده، برایش امری جدی بوده است. «تابان، مرز آسمان» رمانی خوش‌خوان، معمایی و رازآلود است که می‌تواند طیف وسیعی از خوانندگان رمان فارسی را راضی و خشنود کند.

نیماژ
9786224130143
۱۴۰۴
۳۶۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های شیوا مقانلو
آدم‌های اشتباهی
آدم‌های اشتباهی از بین همه‌ کافه‌های ساحلی که صندلی‌های یک‌درمیان چوبی و پلاستیکی‌شان را رو به موج می‌نشانند. تنها کافه عمو آیریک است که مرا بیشتربه خودش می‌خواند. و از بین تمام آدم‌های گذری و ثابتی که خماری صبح‌های مرطوب‌شان را این‌جا می‌‌کشانند، تنها ماکسمیلیان است که نگاه سرگردانم را روی خودش ثابت می‌کند. شاید به خاطر طنین اسمش باشد، یعنی از وقتی ...
آن‌ها کم از ماهی‌ها نداشتند
آن‌ها کم از ماهی‌ها نداشتند اولش سخت است. سعی‌ات را بکن. همیشه اولش سخت است. راه که افتادی، دیگر راه خودش جلو می‌رود، نه این که حتا به ای دری هم بررسی. فقط بنویس متاسفم . من تمام سعی خودم را کردم، تمام سعی را که امروز می‌توانم، گرچه تمام سعی فردایم را نمی‌دانم. حالا همین لحظه از همین امروز دیگر نمی‌توانم با تو ...
کتاب هول (10 داستان)
کتاب هول (10 داستان)
فانوس دریایی
فانوس دریایی
مشاهده تمام رمان های شیوا مقانلو
مجموعه‌ها