آخرین‌ اشک

(L'ultima lacrima)

کتاب «آخرین اشک» (L'ultima lacrima) نوشته‌ی استفانو بنی، یکی از آثار درخشان ادبیات معاصر ایتالیاست که در سال ۱۹۹۴ منتشر شده و با ترکیبی بی‌نظیر از طنز تلخ، سوررئالیسم و تخیل، به واکاوی جامعه مدرن و بحران‌های آن می‌پردازد. این اثر در قالب مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه یا در روایتی داستانی-تمثیلی، ما را به شهر خیالی و دیوانه‌وار «مگاویل» می‌برد؛ شهری پرزرق‌وبرق و آشفته که درگیر بیماری‌ای مرموز شده است: مردم بی‌دلیل گریه می‌کنند و اشک‌هایی چنان غلیظ و ویرانگر می‌ریزند که به فاجعه‌ای اجتماعی تبدیل می‌شود. قهرمان داستان، آلفردو، روزنامه‌نگاری سرگشته در دل این هرج‌ومرج است که در جست‌وجوی منشأ «بحران اشک»، به لایه‌های تاریک شهر و ساکنان عجیبش نفوذ می‌کند. او در مسیر خود با چهره‌هایی نمادین مواجه می‌شود: سیاستمداران فاسد، رسانه‌هایی که حقیقت را وارونه می‌کنند، مصرف‌گرایانی بی‌فکر و دانشمندانی که دیوانگی را با علم پیوند زده‌اند. روایت، گرچه گاهی طنزآلود و اغراق‌آمیز است، اما در دل خود حقایقی دردناک درباره تنهایی انسان معاصر، معنازدایی از زندگی، و حفره‌هایی پرنشده در دل شهرهای بزرگ را آشکار می‌کند. استفانو بنی با زبانی سرشار از بازی‌های زبانی، ایهام و خیال‌پردازی، جهان خیالی‌ای می‌سازد که از واقعیت امروز ما چندان دور نیست. او از طنز به‌عنوان ابزاری برای نقد استفاده می‌کند، تا لایه‌لایه ساختارهای پوسیده قدرت، رسانه و فرهنگ مصرفی را برش بزند و خواننده را با سوالاتی جدی درباره وضعیت فعلی‌اش روبرو کند. «آخرین اشک» نه فقط نمایشی از بحران‌های جمعی، بلکه پژواکی از اشک‌های فروخورده فردی ماست-اشک‌هایی که شاید روزی، بی‌هشدار، از چشمانمان سرازیر شوند.

9786226677783
۱۴۰۴
۲۳۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده استفانو بنی
۸ رمان استفانو بنی نویسنده و طنزنویس ایتالیایی است؛ با تخیل بازیگوش، طنز اجتماعی و روایت‌های فانتزی‌گونه شناخته می‌شود. او با بولونیا، ایتالیا پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده می‌شود. آثار او واقعیت سیاسی و اجتماعی ایتالیا را با اغراق، شوخی و موقعیت‌های غیرمنتظره ترکیب می‌کنند. بنی زبانی سرزنده دارد؛ قصه‌هایش از طنز شروع می‌شوند اما اغلب به نقدی جدی از جامعه می‌رسند. او نشان می‌دهد طنز می‌تواند هم سرگرم‌کننده باشد و هم هوشمندانه، بدون اینکه ...
دیگر رمان‌های استفانو بنی
کافه زیر دریا (داستان کوتاه)
کافه زیر دریا (داستان کوتاه)
مارگریتا دلچه‌ویتا
مارگریتا دلچه‌ویتا بزرگترها دیگر چیزی برای یاد دادن به ما ندارند. خوب می‌شد اگر تصمیمات اصلی را ما بگیریم و انشاهای مدرسه با موضوع‌های جنگ را آن‌ها بنویسند. باید از ساختن فیلم‌هایی که در آن‌ها عدالت پیروز می‌شود دست بردارند و در عوض، بلافاصله بعد از بیرون آمدن از سالن سینما، کاری کنند که عدالت واقعا پیروز شود. این‌ها جملات دختری چهارده ساله، خیال‌‌پرداز ...
دزد و داستان‌های دیگر
دزد و داستان‌های دیگر خانم صاحب خانه در حالی که با سرعت داشت دفترچه‌ای را ورق می‌زد،‌ گفت: ((این یک دفترچه یادداشت است . بفرمایید. این‌جا رازش برملا می‌شود. اسمش سیری نمی‌دانم چه و ساکن خیابان گاروفانی شماره دوازده است. ))
پینوکیا (مجموعه نمایش‌نامه)
پینوکیا (مجموعه نمایش‌نامه) پینوکیا: باید مشخص کنی، منظورت اشاره به غروب ایدئولوژی کمونیسمه یا اشاره به بحران بازار خودروهای فراری یا غروب آفتاب یا مد جدید لباس‌های پاییزه ـ زمستونی. حالا اشاره‌تون به کدوم‌شونه؟ ژپتو: الان دیگه بازت می‌کنم! ‹‹یک پای او را می‌گیرد و او را بیرون می‌کشد.›› پینوکیا: ‹‹روی زمین›› نه. نه. آسمون سرخ شب می‌گه فردا هوا خوبه. کلاغه اومد راه ...
مشاهده تمام رمان های استفانو بنی
مجموعه‌ها